خودم را بسپارم به تو

عادت جدیدی پیدا کرده ام .پنج شنبه شب ها می روم می نشینم توی حیاط زیر آسمان صاف و پرستاره کمیل می خوانم .کمیل می خوانم و تکرار می کنم مگه من جز تو کسی رو دارم ؟* تا دلش را به دست بیاورم .تا مثلا خودم را برایش لوس کنم .

یاد گرفته ام بگذارم او کارش خودش را بکند و من هم کار خودم را ..او قلمش را بگیرد دستش زندگیم را برایم بنویسد و یک جاهایی مثل شب های قدر ،مثل پنج شنبه شب ها دست نگهدارد، چشم بدوزد به دل من که از او چیزی بخواهم .بخواهم مثلا جور دیگه ای بنویسد.

دارم عادت می کنم فقط بخواهم .بی هیچ گله ای ،بی هیچ دخالتی خواستنی هایم را به او بگویم اما بگذارم او کار خودش را بکند .

*الهی و ربی من لی غیرک .

/ 9 نظر / 35 بازدید
پشه

تو وایبر هم هست؟!

بهار

پنج شنبه ها که به خدا نزدیک تری برای ما هم دعا کن:)) خوش به حالت که انقدر به خدا نزدیکی:)

پشه

خدا رو میگم وایبر داره؟

خواننده خاموش

چقد دلنشین بود!!

ریحانه

التماس دعا

hm

چطوری با خدا حرف میزدیم اگه نبود این جمله های زیبای علی علیه السلام در مناجات با خدا و دعای کمیل یا مناجات امام سجاد در دعای ابوحمزه تماشایی و حیرت انگیزند. دریغا که استفاده نمیکنیم ازین چشمه های زلال. من که خیلی وقته دعای کمیلو نخوندم. ممنون از پست زیبا و یادآوریتون

سحر 27

خیلی حس قشنگی داشت......[لبخند][لبخند]

شکلات بانو

دعای ابوحمزه ثمالی رو خوندین؟؟؟ اونم کلی حال میده به آدم[قلب]

سحر 27

نمیدونم......دستم به نوشتن نمیره......خیلی سال بود که مینوشتم، از 83 به گمونم، ولی الان اصلا در توانم نیست!!!! [لبخند]