الان اینطور فکر می کنم ...

به آدمها فرصت و اجازه تغییر عقیده بدهیم ،اجازه بدهیم دو سال بعد جور دیگری فکر کنند و به جرم داشتن عقیده متفاوت تر از امروز سرزنششان نکنیم که "تو مگه نبودی می گفتی..."

این روزها دلم می خواد یه زن خانه دار تمام عیار باشم با همه دغدغه های به ظاهر بی ارزش زنانه که "شام چی بپزم " و " شوهرم میاد غذا می خواد " و ...

این روزها فکر می کنم برای یک زن هیچ جا بهتر از خانه نیست ، هیچ چیزی بهتر از خوابیدن تا لنگ ظهر بدون دغدغه "وای دیرم شد " و " وای خواب نمونم صبح " و...نیست .

این روزها من اینطور فکر می کنم اما دلم می خواهد آدمهای دور و برم این اجازه رو بهم بدن که دو سال بعد بگم " حوصله ام سر میره توی خونه می خوام برم سرکار "

آدمها حق دارن تغییر عقیده بدن !

/ 2 نظر / 62 بازدید
mina

موافقم واقعا ....

حس باران

عزیزم فکر میکنم همون دغدغه های بی ارزش که نوشتی خودش کلی شیرینه چون واقعا تصمیم گرفتن واسه اینکه چی بپزی که مثل شام دیشب و ناهار دیروز و روزای قبل تکراری نباشه سخته میشه خونه داری کرد و کلی برنامه چید واسه روزت