جور دیگر

فکر می کردم مثل بقیه دخترها هستم یه دختر معمولی با یه خانواده معمولی و قیافه معمولی و حالا یه شوهر خیلی خیلی معمولی که اونقدر معمولیه که منتظر نیستم توی حرفهای خاله زنکی دوست و آشنا بگن که شوهر فلانی رو می شناسی ؟

آنقدر معمولی هستیم من و سین که نمی توانیم نقل مجالس بشویم !

ولی حالا توی زندگیم یک چیز منحصر بفرد دارم که دلم می خواد با افتخار سرم را بالا بگیرم و بگویمش !

بگم که این دختر معمولی تا بحال همه جهیزیه اش را با حقوق چهارصد هزارتومنی خودش گرفته ، اونقدر ذوق دارم از اینکه می بینم جهیزیه ام داره تکمیل می شه و من باری به دوش پدرم نگذاشتم بابت خرید.

یه دختر معمولی می تونه یه جهیزیه معمولی داشته باشه که نقل مجالس خاله زنک های فامیل نمیشه ولی اون دختر توی دلش قند آب میشه با دیدن دونه به دونه اون وسایل که برای خریدن هر کدوم از اونها به قول استاد نوری "خون دلها خورده است "!

میشه معمولی بود اما جور دیگه ای بود !

/ 15 نظر / 40 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام خوشحالم عزیزم که دختر مستقلی هستی[گل][قلب]

یاسی نوشت

وای عالی بود این تصمیمتون !!! فکر اینکه منم همینکارو کنم داره از درون قلقلکم میده[نیشخند]

Foroogh

چقدر عالیه این حس [قلب] و چقدر عالی تر که انقدر دید متفاوتی داری ب دنیا و زندگی کردن کنار آدماش [فرشته]

ماه منیر

سلام گلی با این پست ناراحتم کردی گلی ، آخه من فقط چیزای کوچیکو خودم دارم میگیرم اما اصل کاریش با بابامه ، خوش به حالت میدونم حس خیلی خوبیه

آوا

اميدوارم خيلي خيلي خوشبخت بشي

عسل

چقدر عاااالی :)

ستاره

لايك [قلب]

ماه پیشونی

ایشالا با خوشبختی و عشق از تک تک وسایلت استفاده کنی [ناراحت]

avare7

از قضا شرایط خانواده منم طوری نیس که برم مغازه و فقط خرید کنم و این از الان که هیچ خبری نیس منو نگران می کنه. علاوه بر اون که درامدی ندارم تا خودم تامینش کنم!