زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

4پرس کوبیده قرار بود بدم -به خیر گذشت !

آقای محمد اصغری !

نمی دونید من شمارا چقدر دوست دارم .نه به خاطر اینکه جور خاصی گزارش می دهید ،نه به خاطر صمیمیت و خودمانی بودنتان با بیننده ،نه به خاطر پیش بینی های خوبتان -خداییش این روزها هوا خوبه فقط اگه ممکنه گرمای خورشید رو یه مقدار بیشترش کنید ! -و نه به خاطر خیلی چیزهایی دیگر 

شما را دوست دارم به خاطر اینکه باعث شدید امشب توی شرط بندی با سین ،برنده بشم و احتمالا تا چند روز آینده جایزه ام رو هم دریافت می کنم .

جاتون خالی سر سفره شام ،طبق معمول تلویزیون روشن بود و جنابعالی تشریف آوردین و شروع کردین به گزارش دادن ،کاری ندارم چی گفتین اما بحث این شد که شما چند سالتان است .من گفتم سن شما باید یه عددی باشد بین 43-44-45 و سین گفت بین 48-53!!

شما به بزرگی خودتون ببخشید که اینقدر سن شمارو زیاد کرد شرمنده !!

بعد از تخمین زدن ،با یه جستجوی ساده توی اینترنت ،برهمگان ثابت شد که من چقدر باهوشم !

سین قیافه اش اینطوری تعجبشده بود و دایم می پرسید شانسی گفتی ؟ از کجا می دونستی ؟!

خلاصه اینکه شما خیلی خیلی گزارشگر خوبی هستین !

+ پست نامرتبط اما دوست داشتنی  .

   + گلبهار ; ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ ; شنبه ۱ آذر ۱۳٩۳
comment نظرات ()