زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

مقایسه ممنوع !

" هیچ وقت ...هیچ وقت ....هیچ وقت زندگی و همسر خودتون رو با زندگی و همسر اطرافیان و دوستان مقایسه نکنید "

جمله قشنگیه که خیلی راحت به زبون می آد ،خیلی راحت نوشته میشه اما ...هرکسی نمی تونه بهش عمل کنه .توی دوره مجردی خیلی خیلی کم خودم و پدر و مادرم را با بقیه مقایسه می کردم و چون مقایسه نمی کردم طبیعتا درد سرهام هم کمتر بود ،کاری نداشتم به اینکه چرا فلان دوستم این همه دست و بالش برای خرید بازه و من نمی تونم اونقدر ولخرج باشم ، که چرا فلانی اینقدر با پدرش رابطه خوبی داره و من  فقط در حد حرفهای معمولی میتونستم با پدرم رابطه برقرار کنم .چرا ما فلان وسیله رو نداریم و دیگری داره و ...توی دوره مجردی تا حدودی تونسته بودم اون حدیثی که مضمونش اینه که در مسایل مادی به پایین تر از خودتون نگاه کنید رو عملی کنم توی زندگی و واقعا حسرتها و غصه هام کمتر شده بود ، من خانواده ام ، پدر و مادرم ،قیافه ام، شرایط مالی مون رو همونطور که هست قبول کرده بودم و باهاش کنار اومده بودم .

اما توی زندگی متاهلی ،می دونم ولی عمل نمی کنم ...می دونم که مقایسه مثل موریانه درخت زندگی رو از ریشه می خوره و نابود می کنه اما دایم دارم "سین " -اول اسم آقای همسر - رو با شوهر دوستم مقایسه می کنم ، که چرا هر روز بهم زنگ نمی زنه ،چرا هر روز خونه مون نمی آد و چرا و چرا ...

شما هم اگه متاهلین ، اگه مجردین ،فرقی نداره ،اگه تونستین به این جمله عمل کنید ...منم می خوام تمرین کنم که دست از مقایسه بردارم ،اگه  خوشبختی رو می خوام  باید سین رو همونطور که هست با همه خوبی ها و بدی هاش قبول کنم .

+ پست نامرتبط اما دوست داشتنی

   + گلبهار ; ۳:٥۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۳٠ آبان ۱۳٩۳
comment نظرات ()