زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

گاهی خدا هم باید بخنده

من مطمئنم خدا از اینکه من را آفریده خیلی خوشحال هست و به خودش افتخار می کند .اصلا شان نزول "فتبارک الله احسن الخالقین "شاید برای وقتی ست که خدا من را آفرید !!

نه اینکه بنده خوبی هستم نه ولی همین که هر چند وقت یکبار موجبات خنده و شادی خدارا فراهم می آورم خیلی خوب است .

مثلا یک شب بعد از نماز صبح دلت از همه عالم و آدم و حرفهاو کارهای مفتشان گرفته باشد جوری که گریه امانت ندهد و بنشینی سر سجاده و بخواهی مثلا اعتصاب کنی .صاف توی چشمهای خدا نگاه کنی و با پررویی بگویی از الان تا طلوع خورشید من اینجا میشینم به ذکر گفتن ولی تو باید همین امروز جواب من رو بدی، من نمی دونم چه جوری ولی باید بهم جواب بدی  !!

ده دقیقه ای که بگذرد کم کم بفهمی که چه سنگ بزرگی برداشته ای و اصلا یادت نیست که تا طلوع خورشید 2ساعت مانده و امروز شنبه است و باید بروی سرکار و ایضا نباید سرکار چرت بزنی و ...

اینطور می شود که آروم و بی سرو صدا سجاده را می گذاری کنار و می روی توی رختخوابت و می گویی :خدایا یادم نبود امروز شنبه است ،یه روز جمعه اعتصاب می کنم که بعدش بتونم بخوابم !!

چقدر خدا از دست من خندیده باشد خوب است ؟!

   + گلبهار ; ۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٠ تیر ۱۳٩۳
comment نظرات ()