زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

خود مردی

 یک روز از سال را باید به نام ما نامگذاری کنند به نام ما که توی زندگیهایمان جای خالی یک مرد خیلی توی ذوق می زند .مردی که بتوانی به اعتبار حضورش روزهای سخت را تحمل کنی، گاهی بار زندگی را به دستش بدهی و بایستی کنار تا او برایت مردانگی کند.مردی که می تواند پدر باشد ، برادر و یا شوهر ،می تواند باشد ولی نیست واگر هست مردانگی کردن بلد نیست .

جای خالی یک مردتوی زندگی های ما  آنقدر توی ذوق می زند که یاد گرفته ایم جای خالیش را خودمان پر کنیم یاد گرفته ایم  کنار زن وجودمان یک مرد بیافرینیم و پر و بالش بدهیم .آنقدر جای خالی یک مرد که به او تکیه بدهیم و پشت گرمی روزهای سختمان باشد توی ذوقمان زده که خودمان شده ایم مرد زندگیمان ، دستهایمان را قوی کرده ایم برای برداشتن بار زندگی ،تکیه کردن را از یاد برده ایم  از بس که تکیه داده ایم به خودمان به خود ضعیفمان که برای تکیه گاه بودن آفریده نشده برای زنانگی کردن خلق شده ولی یاد گرفته زنانگیهایش را پشت مرد وجودش پنهان کند .

یک روز از تقویم سال باید به نام ما باشد .مثلا اسمش را بگذارند "خود مردی " ، اسم عجیبی ست ولی برای ما که توی زندگیهایمان جای خالی یک مرد خیلی توی ذوق می زند آشناست !

+برای موج وبلاگی لینک زن نوشته ام شما هم برای مرد های زندگیتان -شاید برای مرد وجودخودتان -بنویسید !

+ باز نشر در لینک زن

+بازنشر در مهرخانه

   + گلبهار ; ٢:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٢ اردیبهشت ۱۳٩۳
comment نظرات ()