زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

جز آستان توام در جهان پناهی نیست

اگر بگویم برگشتم اما دلم را آنجا جا گذاشتم اغراق است و تکراری .اگر بگویم لحظه به لحظه اش را غرق هاله ای نور بودم و اصلا در فکر  خرید  فلان روسری و کیف و کفش  نبودم دروغ گفته ام .اگر بگویم از امروز صبح قدیسه شده ام حرف خنده داری زده ام .

اما می خواهم بگویم تمام مدتی که در صحن و سرایش قدم میزدم سایه میزبانی اش را حس می کردم ،مهریانی اش را با تمام وجود می فهمیدم ،گوش شنوایش را برای حرفهای تلنبار شده ام میدیدم .

برگشته ام اما بعد از این بزرگترین ترسم این است که نکند آخرین باری باشد که به بهشت زمینی اش راهم داده اند.

+دوست داشتنی ترین عکسی که گرفتم !

++ برای همه تون دعا کردم .نشون به اون نشون که توی نامه به امام نوشتم "حاجت روایی بچه های وبلاگ "

   + گلبهار ; ٢:٢٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ اردیبهشت ۱۳٩۳
comment نظرات ()