زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

بگم ،نگم !

طبق یک قانون نانوشته توی فامیل ما نان گرفتن یک کار کاملا مردانه است .نه مادر من تا حالا مثل زنهای دیگر چادر و چاقچور کرده رفته ایستاده توی صف نانوایی و نه مادر بزرگم و نه هیچ کدام از زنهای فامیل .استثناء هم داشته ایم البته آن هم مواقعی که مرد فلک زده به هزار و یک دلیل موجه ! -دلیل غیر موجه قبول نیست - نتوانسته نان بگیرد و همسایه هم نان نداشته و ان وقت زنها مجبور شده اند مشقت نان گرفتن را تحمل کنند .

دارم فکر می کنم توی خواستگاری ها  قبل از هر چیز باید بپرسم که اقای خواستگار محترم این قانون نانوشته را قبول دارد یا نه ....که اگر قبول نکند منی که تا حالا پایم را توی نانوایی نگذاشته ام چکار باید بکنم ؟

ما قانون نانوشته دیگری داریم که سبزی را زنهای فامیل می گیرند و معمولا هم از دست فروش هایی که توی کوچه ها می گردند و می گویند :سبزی خوردنه !...سبزی شهریاره !

یادم باشد از این یکی قانون نانوشته حرفی نزنم !!

   + گلبهار ; ٢:٥۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٢
comment نظرات ()