زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

چیزی که زنها می خواهند

چهل نامه کوتاه به همسر آینده ام :نامه دوازدهم 

"به خدا شناختن ما زنها کار ساده ای ست .اونقدر ها سخت نیست که شما مردها بگویید :زنها را فقط خدا می شناسد و بس .کافیست بروی کتابخانه سراغ کتابهای روانشناسی را بگیری ،برنامه های روانشناسی تلویزیون رو نگاه کنی ،سخنرانی گوش بدهی و...

باربارا خانم از سر بیکاری و دلخوشی  " راز هایی درباره زنان " را ننوشته ، نوشته که شما مردها بگیرید بخوانید وگرنه ما که خودمان را میشناسیم ...

لازم نیست شعر های حافظ را از بر کنی یا شاهنامه بخوانی، از مولانا سر در بیاوری فقط و فقط جان هرکسی که دوست داری برای یک بار هم که شده این جور کتابها را بخوان .نخوانی میشوی مثل آقای "د" که توی جلسه اول خواستگاری پرسید :شما سرد مزاجی یا گرم مزاج ؟

سوال از این مسخره تر نبود ؟ چرا فکر کرده بود زنها شبیه مردها هستند ،که اولویت اول زندگی برای آنها آن کلمه سه حرفی مبتذل "س ک س" باشد .یا چرا بعضی مردها فکر می کنند سه حرفی های دیگر مثل "پول " ، "کار " ،"تیپ" و...برای زنها در اولویت است . 

کتاب نخوانی زنها را نشناسی هیچ وقت نمی فهمی زنها مردها را نه به خاطر این سه حرفی ها و نه چند حرفی های دیگر می خواهند .زنها در وجود مردها دنبال سه حرفی قشنگی  هستند به نام "قلب "

 زنها قلب یک مرد را می خواهند "

+ گلبهار ; ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢ آبان ۱۳٩٢
comment نظرات ()