زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

خدای من

از صبح که پیشواز روزه گرفته بودم تا این دهان مبارک می خواست باز بشه و بگه فلانی چقدر حرف میزد ،فلانی قدش کوتاه بود و...یه فرشته گوگولی که روی شونه راست جاخوش کرد سقلمه میزد بهم که :هیسسسس!روزه ای !!

منم حسابی خوش خوشانم شد از ضایع شدن این زبان مبارک .تا باشد چنین باشد !! 

                                        ******

خیلی هامون از این می نالیم که توی نماز حضور قلب نداریم .همه گمشده هامون و فراموش شده هامون رو توی نماز بهش میرسیم .یه جایی خوندم برای اینکه توی نماز حضور قلب داشته باشی باید بتونی فکر و ذهنت رو کنترل کنی .از صبح که پا میشیم تا شب انواع و اقسام فکر ها توی سرمون می ادو میره کدوم یک از ما میتونه بگه اختیار فکرش رو داره که به چی فکر کنه و به چی فکر نکنه .اگه ادم به مرحله ای برسه که بتونه رفت و امد های فکرش رو کنترل کنه توی نماز هم میتونه حضور قلب داشته باشه .

می گن خدای هر کس اونی که بیشتر بهش فکر می کنه .فکر های من :کار ،پول ،شوهر نیشخند،چزاندن بعضی ها !، آینده و....خدا پس کجاست ؟؟

 

   + گلبهار ; ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()