زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

چهل نامه کوتاه به همسرآینده ام

"همسر(آینده ) عزیزتر از جانم!!  

درست است که درست نیست من بیایم خواستگاری ات -همین خود تو فردا هزار تا حرف برایم در می آوری - درست است که به علت دختر بودنم نمی توانم یک دسته گل بگیرم دستم و با یک جعبه شیرینی بیفتم دوره برای خواستگاری تا بلکه پیدایت کنم .درست است که نمی توانم توی کوچه و خیابان به هر کس که خوشم آمد شماره بدهم که آقا من از شما خوشم امده میشه بیشتر باهم  آشنا بشیم ؟درست  است که همه چیز دست قسمت است ولی همت هم دستی برآتش دارد .امسال من همت کردم و قدمی برای شروع زندگی رویایی مان برداشتم .من سبزه گره زدم امسال !!هورا !!!هر چند سالهای قبل هم گره زده بودم ولی انگار گره اش شل بوده تا تو تصمیم بگیری و بیایی خانه مان گره اش باز شده احتمالا .یا شاید هم سبزه اش چینی بوده !خلاصه من که سبزه گره زدم ولی وای به حال تو اگر درخت گره نزده باشی !!!"

                                            

   + گلبهار ; ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٤ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()