زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

سوء استفاده

آقای محترمی آمده  بود دفتر (منظورم محضره )برای تجدید فراش .توجیهش هم این بود که چون نمی توانم در شهر زندگی کنم می خواهم بروم روستا و خانمم حاضر نیست بیاید .خدا خیر بده به خانمش که برای بنده خدا بهانه ای جور کرده بود.زن اولش هم امد دفتر که رضایت نامه ازدواج را امضا کند.انجا مذاکراتشان به نتیجه نرسید و خانم گفت اگه شوهرش شرایط او را قبول نکند حاضر نیست رضایت بدهد .شرطش هم کاملا منطقی بود .می گفت نباید شوهرش زن دوم را به همان خانه ای بیاورد که او زندگی می کند . مرد قبول نکرد و زن گفت رضایت نمی دهم .مرد هم با کمال افتخار گفت :«پس من بچه ها را باخودم می برم »به رخ کشیدن قدرت مردانگی و اختیاری که قانون به او داده !!زن بیچاره که گریه اش گرفته بود با دستهایی لرزان سند را امضا زدو گفت :حالا برو دنبال هوست .آرزو کردم ای کاش می توانستم مردک هوس باز و زور گو را همان جا خفه کنم .

سوال بزرگی که ذهنم را مشغول کرده :چرا باید به مردهای هوس ران اجازه داد بااستفاده از احساسات مادری هر کار که دلشان بخواهد بکنند.(هیچکدام از این ها را پای اسلام نمی گذارم )اگر مردهای جامعه می خواستند واقعا به اسلام عمل کنند چرا فقط از اسلام فقط حق ازدواج های متعدد را یاد گرفته اند ؟ایا این را هم یاد گرفته اند که مهریه زن را باید بلافاصله بعد از عقد داد ؟

   + گلبهار ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()