زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

آلرژی داریم .

یه تبلیغ تی وی نشون میده برای شرکت تلفن همراه که بازیگر مرد به دوستاش می گه :موتورم رو بابام خریده سرعتش زیاده (نقل به مضمون) اولین بار که اینودیدم بلند گفتم (بدون کنترل احساسات ):خاک بر سرت مرتیکه گنده خجالت نمی کشه به جای اینکه بگه خودم خریدم میگه بابام گرفته .با اون هیکل گنده اش عصبانی

از نظر من پسری  که بعد از سربازی نون خور باباش باشه هیچ وقت نمیشه به عنوان مرد زندگی بهش اعتماد کرد -یکی از دلایل رد پسر شجاع(خواستگار اخیر )چیزی شبیه همین بود -مخصوصا پسری که به بهانه دانشجو بودن هنوز پول تو جیبی و شهریه دانشگاهش رو از پدر محترم میگیره .

خیلی وقتها روزهای زمستون که برف شدیدی باریده و من در حال رفتن به محل کار زمین رو قسم میدم که لیز نخورم (خیلی از سرخوردن می ترسم نیشخند) آقاپسرهای همسایه و ....را می بینم که مثل بچه های ابتدایی مشغول برف بازی کردن هستند .با خودم می گم اینا با چه جرات و رویی می خوان برن خواستگاری .کسی حاضر میشه این جور مردها !!رو به عنوان مرد زندگی اش قبول کنه ؟؟

   + گلبهار ; ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱
comment نظرات ()