زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

داماد 7ساله من

چند سال قبل وقتی دوستم ازدواج کرد و صاحب یه پسر کاکل زری شد گفت :پسر من بزرگ میشه می آد دخمل تورو می گیره (چه خوش خیال )لبخند

یکسال گذشت.

دوسال گذشت و داماد آینده من تاتی تاتی کرد . 

سال سوم هم گذشت و داماد گوگولی من زبون باز کرد ولی چون گفتن مادر زن سلام براش سخت بود اینو نگفت خنثی

سال چهارم هم گذشت .

سال پنجم هم .....

سال ششم هم .....

سال هفتم هم از راه رسید و به میمنت و خوشی داماد آینده من رفت مدرسه چون می دونست من به تحصیلات دامادم خیلی اهمیت می دم .

ولی من هنوز که هنوزه من ازدواج نکردم و دخمل خوشگلم به دنیا نیومده ناراحت

جدیدا به این نتیجه رسیدم که فاصله سنی دخمل و داماد اینده ام داره زیاد می شه و برای زندگی مشترک خوب نیست .شاید بهتر باشه که دخمل من با نوه دوستم ازدواج کنه نه با پسرش .قهقهه

 

   + گلبهار ; ۸:۳٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۱
comment نظرات ()