زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

من وایبر می خوام !

اگه تا الان با وجود بی شوهری نمرده ام و جوون مرگ نشده ام ،از این به بعد مطمئن باشین از بی وایبری خواهم مرد !!

یکی بیاد به من بگه این وایبر بی پدر و مادر رو چطوری نصب کنم روی گوشیم ،ازش بپرسین چرا لج کرده کد فعالسازی رو برای من نمی فرسته ،آبروم رفت ازبس وایبر نداشتم ،آبروم رفت از بس عضو هیچ دارو دسته ای نبودم !

   + گلبهار ; ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۳۱ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

که در طریقت ما کافریست رنجیدن !

چند روز پیش من و خدا باهم حرفمان شد و حسابی گیس و گیس کشی راه انداختیم و حتی کار به قهرم باهات و دیگه باهات حرف نمی زنم و تو منو دوست نداری و این لوس بازی های بندگانه !! (بر وزن بچگانه )رسید .

طبق معمول من کوتاه آمدم !...عجب خدای لوسی دارم من !! ..اهل منت کشی و این حرفها هم نیست قربونش برم .

امروز تلافی کرد ،کارم رو که قرار بود از دست بدم دوباره بهم داد .بهم فهموند که هر چی دارم از اونه و اگه هم تا حالا چیزی رو خواستم و بهم نداده خب ...خداست ..دلش نخواسته !

از قدیم گفتن بنده با خدا قهر کند شیطان باور کند !!*

*از قدیم نگفتن خودم گفتم !

   + گلبهار ; ٢:٢٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٩ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

با کیا شدیم 80میلیون !!

اگه ناراحتی قلبی دارین یا بیمار هستین و یا زیر 18سال ادامه مطلب رو نخونید . اگر بعد از خوندن دلتون خواست از حرص مرگ موش بخورین و جان به جان آفرین تسلیم کنید خونتون مباحه و گردن خودتون از ما گفتن!

+پیشاپیش به خاطر بعضی از کلمات بکار برده شده معذرت !

+هرکسی خواست خصوصی آدرس اون سایت رو میدم بره اصل مطلب رو بخونه !

ادامه مطلب
   + گلبهار ; ٤:٠٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٢ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

دغدغه های من در خواستگاری

آقای خواستگار سابق خیلی جدی و با آب و تاب داشت از خصوصیات اخلاقیش می گفت .می گفت من عصبانی که بشوم سعی می کنم محل رو ترک کنم و ...تا رسید به اینجا که روانشناسان توصیه کرده اند که در مواقع عصبانیت ،حرص خود را بر روی یک شیی خالی کنید .مثلا من یه کیسه بوکس دارم توی اتاقم که وقتی عصبانی ام انقدر بهش مشت میزنم که دستم درد می گیره .. یا خدا !!

شیطنت ام گل کرد :ببخشید احیانا قرار نیست که بعد از ازدواج جای من و کیسه بوکس عوض بشه ؟!

من جدی پرسیدم نمی دونم چرا آقای خواستگار پشت تلفن از خنده ریسه رفت :)

   + گلبهار ; ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۱ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

کمی غروغر

یک وقتهایی می نشینم به این جمله فکر می کنم که "ازدواج همه زندگی نیست " ،یک وقتهایی خودم را گول می زنم تا این جمله را باور کنم و فکر کنم چیزهای دیگری هم غیر از ازدواج هست که به زندگی معنا میدهد ،چیزهایی مثل ...بعد هرچقدر می گردم آن چیزهای دیگر را که قرار است جای همسر بودن و مادر بودن را بگیرند پیدا نمی کنم .

همه راه ها را رفته ام .ما دخترهای دهه شصت همه راه ها را رفته ایم ،لابه لای کتابها و کلاس و امتحان و اضطرابش گم شده ایم ،مثل مردها دنبال شغل دویده ایم ، مثل مردها هر صبح رفته ایم سر کار و شب برگشته ایم ، مثل مردها دستمان توی جیب خودمان بوده ، دست گذاشته ایم زیر گلوی زنانگی مان که فعلا تو خفه شو !

ما همه این راه ها را رفته ایم اما منظور کسانی را که می گویند "ازدواج همه زندگی نیست "نفهمیده ایم .چون نگاه مان وقت دیدن زوج های دیگر رنگ حسرت دارد ، چون دلمان برای بچه غنج می رود ، چون به رسمیت شناخته نمی شویم ،چون توی خانه باباهایمان احساس مسافری را داریم که قرار است به خانه برگردد ولی ...

+بازنشر در مهرخانه

   + گلبهار ; ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۸ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

جوانه عشق

نامه هجدهم

باید عاشق شد .زندگی بدون عشق به جهنمی که خدا وعده اش را داده شبیه تر است تا بهشتی که قرار است من و تو بسازیم .

اما عشق ...

ترجیح میدهم عشق دانه ای باشد که دست خدا بدون آنکه بدانیم توی دلهایمان می کارد .که من و تو با هر نگاه ،حرف ،شناخت به پای این دانه آب بریزیم .

که نفهمیم کی جوانه زد .

جوانه بزند و قد بکشد. آن وقت زیر سایه اش لم بدهیم .زیر درخت عشقمان لم بدهیم و دل نگران پاییز و زمستان و طوفان نباشیم .دلمان به ریشه اش قرص باشد .

از عشق هایی که با یک نگاه جرقه می زنند و شعله ور می شوند بدم می آید .همانها که گرمایشان گولت میزند .خرمن وجودت را می سوزاند و خاکسترش به جا می ماند .

عشقی که لحظه به لحظه شاهد قد کشیدن و بزرگ شدنش باشی را عاشقم :)

+بازنشر در لینک زن

   + گلبهار ; ٩:٤٤ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ما اگر خدا بودیم ...

پیرزنی توی فامیل به عروسش گفته "بدکاره "

به پسرش گفته "زن تو با فلانی رابطه داره "

پسر پرسیده :تو خودت دیدی ؟

گفته ندیدم ولی می دونم که رابطه داره !

خدایا! ممنونم که یک عمر بدی های ما را دیدی و نگفتی ،یک عمر دیدی و گذشتی ، یک عمر دیدی و گفتی عیب نداره برگرد !

ممنونم که یک عمر شتر دیدی ،ندیدی !!

   + گلبهار ; ۱٠:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ضایع شدن خیلی بده

خانومه یه چادر گلدار تیره سرکرده بود با یه شلوار گل من گلی و یه دمپایی پلاستیکی آبی .اومد وایستاد روبروی میز من و از اونجایی که سرعت خدمت ما به ارباب رجوع با سرعت نور برابری می کنه قبل از اینکه چیزی بگه فهمیدم چیکار داره و ...

تف به ریا !

از توی کیسه خلیفه (بخوانید دخل کارفرما !) 500 تومن درآوردم و دادم بهش ..خانومه 500تومن رو گرفت و یه سوال حقوقی پرسید و من هم قبل از اینکه آب بشم برم توی زمین و با احتمال اینکه هر آن امکان داره 500تومن پرت بشه توی صورتم ،سوالش رو جواب دادم .

بقیه همکارها هم که هی خودشون رو به در و دیوار می زدن بلکه خانومه متوجه هرر و کررشون نشه !

قال گلبهار (دامت برکاته ):از روی ظاهر افراد در موردشون قضاوت نکنید !

+دعوام نکنید قیافه اش خیلی شبیه یکی از گداهای شهرمون بود درضمن خانومه اگه گدا نبود چرا 500تومن رو پس نداد ؟!

   + گلبهار ; ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٢ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

منو نخور !

باباجان معمولا خوش اشتها و خوش خوراکه ، برعکس من و خواهری خیلی وقتها اشتهای غذا خوردن نداریم و کارمون میکشه به خوردن یونجه :)...منظورم عرق یونجه بود !

باباجان به خاطر درد کلیه اش عرق خارشتر میخوره .مامان امروز صبح میگه :بابا اشتباهی عرق یونجه شمارو خورد بعد از صبحونه !

بعد از این بود که موجی از تشویش و نگرانی اعضای خانواده را فرا گرفت !

بابای عزیزم ! درسته من خیلی بانمکم ولی یادت باشه نمک زیاد برای فشارت خوب نیست :)

   + گلبهار ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٠ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

تکرار نشدنی

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

یک بار دگر، بار دگر، بار دگر...نه!

   + گلبهار ; ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

خودم باشم !

فقط‌ دوتا چیز از تو می‌خوام‌! یکی‌ این‌ که‌ از معجزه‌ی‌ به‌ دُنیا اومدن‌ تموم‌ِاستفاده‌ رُ بِبَری‌ وُ دوّمی‌ این‌ که‌ هیچ‌ وقت‌ تن‌ به‌ پَستی‌ نَدی‌! پَستی‌ یه‌ جونورِ خون‌ْخوارِ که‌ همیشه‌ سَرِ راهمون‌ کمین‌ کرده‌!

ناخوناش‌ُ به‌بهونه‌هایی‌ مث‌ِ مصلحت‌ُ عقل‌ُ اِحتیاط‌ تو تن‌ِ تموم‌ِ آدما فرو می‌کنه‌ وُ کم‌تَر کسی‌ هست‌ که‌ جلوش‌ تاب‌ بیاره‌!

آدما تو خطر پَست‌ می‌شن‌ُ وقتی‌خطر از سَرِشون‌ گُذشت‌ دوباره‌ می‌رَن‌ تو جلدِ خودشون‌! هیچ‌ وقت‌ نباید خودت‌ُ وقت‌ِ رو به‌ رو شُدن‌ با خطر گُم‌ کنی‌، حتّا اگه‌ تَرس‌ تموم‌ِ جونت‌ُگرفته‌ باشه‌!

+نامه به کودکی که هرگز زاده نَشُد، اوریانا فالاچی

   + گلبهار ; ٢:۳۳ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٩ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

چقدر می تواند نیاید

می دانم...

آخر یک روز
خسته می شود از نیامدنش

شوخی که نیست...

مگر آدم
چقدر می تواند نیاید!

+آرش نژادی

   + گلبهار ; ٩:٤۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ورژن خفیف جهنم

خدایا! ما که دستمون نمیرسه اون بالاها ، ولی شما یه آقایی بکن گوش فرشته های بازیگوشت رو بگیر بکش !

یکیشون فیتیله خورشید رو زده بالا ، رفته دَدَر !

سوختیم به خدا !

43 درجه ؟! مگه هوس آدم کباب کردی قربونت برم ؟!

   + گلبهار ; ۱۱:۱٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٥ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

همیشه که نباید جواب تکراری داد

بابا:دخترم ! مامانت کجاست ؟

من : نامبرده از ساعت 5بعد از ظهر از منزل خارج و تاکنون مراجعت ننموده  .از یابنده تقاضا میشود با این شماره تماس و مژدگانی دریافت نماید !!

بابا :خوبه نگفتی مبتلا به اختلال حواس هم بوده !!

+  با کمی دخل و تصرف !!

   + گلبهار ; ٢:۳۱ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

خودم را بسپارم به تو

عادت جدیدی پیدا کرده ام .پنج شنبه شب ها می روم می نشینم توی حیاط زیر آسمان صاف و پرستاره کمیل می خوانم .کمیل می خوانم و تکرار می کنم مگه من جز تو کسی رو دارم ؟* تا دلش را به دست بیاورم .تا مثلا خودم را برایش لوس کنم .

یاد گرفته ام بگذارم او کارش خودش را بکند و من هم کار خودم را ..او قلمش را بگیرد دستش زندگیم را برایم بنویسد و یک جاهایی مثل شب های قدر ،مثل پنج شنبه شب ها دست نگهدارد، چشم بدوزد به دل من که از او چیزی بخواهم .بخواهم مثلا جور دیگه ای بنویسد.

دارم عادت می کنم فقط بخواهم .بی هیچ گله ای ،بی هیچ دخالتی خواستنی هایم را به او بگویم اما بگذارم او کار خودش را بکند .

*الهی و ربی من لی غیرک .

   + گلبهار ; ٩:٤۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()

 

شنیدین میگن این محرم و صفر است که اسلام را زنده نگهداشته وگرنه رمضان کلک همه رو کنده بود :)

حکایت من و ماه رمضونه .تا الان دو -سه کیلو وزن کم کرده ام و بعید نیست پست بعدی را از دیار باقی بنویسم :(

   + گلبهار ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ امرداد ۱۳٩۳
comment نظرات ()