زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

زخم هایی که به دل نشست

به دلم قول داده ام که اون دنیا بیام سر راهت وایستادم و ازت توضیح بخوام .اون وقت نه من قضاوت می کنم نه تو ،خدا کنه بتونی از خودت دفاع کنی .

خدا کنه بتونی جواب دلم رو بدی .خدا کنه جوابی واسه بغض هایی که دلش می خواد فریاد بشه و نمی تونه داشته باشی .

بچه که بودیم می گفتن بزرگ میشی  می فهمی منم الان بزرگ شده ام .معنی زخم زبان رو می فهمم .می فهمم چرا می گن زخم تن خوب میشه ولی زخم هایی که با زبان به دل میشینه هیچ وقت ....

پ.ن:قرار بود از ناراحتی هام اینجا ننویسم ولی اینبار نشد ...

   + گلبهار ; ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱ آبان ۱۳٩٢
comment نظرات ()

برام نامه بنویس

"یه شوهرم نداریم برامون چهل نامه کوتاه عاشقانه بنویسه .اوووه ...چهل نامه ؟!

نه بابا ! یه دونه هم بنویسه راضییم "

   + گلبهار ; ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

تهرون تهرون که می گن !

جلوی سوال "چقدر تمایل دارید در شهر تهران زندگی کنید ؟"گزینه "خیلی کم "را علامت می زنم .پسر دانشجویی که پرسشنامه مربوط به اوست قیافه اش این شکلی تعجبمیشه و میپرسه:دوست نداری تهران زندگی کنی ؟می گم :نه !دوست ندارم !

لابد فکر میکنه منی که اینقدر از خدمات شهرم ناراضی ام ،جلوی همه سوالات مربوط به امکانات شهرم و رسیدگی شهردار به شهر و ...گزینه ضعیف را زده ام  حتما باید دلم یک جایی مثل تهران و امکاناتش را بخواهد .

یا نه ..مثل بیشتر دخترها آرزوی داشتن خواستگار تهرانی را داشته باشم که بعد از ازدواج بروم تهران و پزش را بدهم  !

اونم کی ؟ منی که دوروزی را که میرم خانه دایی جان در تهران همش غر میزنم به جانشان که شما دلتان توی این قوطی کبریت ها نمی گیرد ؟نه شب دارید نه روز .همیشه لامپ روشن کرده اید .آدم صبح با تابش نور افتاب از خواب بلند می شود ولی ما توی این تهران شما نه آفتاب دیدیم نه مهتاب . شدیم دختر آفتاب مهتاب ندیده !!

با اینکه شهر من سینما ندارد ،چندتا پارک بیشتر ندارد ،کتاب های درسی ام را نمی توانم از لوازم التحریر هایش پیدا کنم ،دکتر متخصص خوب ندارد و...با همه اینها من شهرم را دوست دارم و از همه آنهایی که مرغ همسایه برایشان غاز است بدم می آید . از کسی که اجاره نامه صوری جور می کند که روی ماشینش پلاک تهران نصب شود که چی ؟ توی اتوبان که رانندگی می کند راننده های  دیگر دهنشان آب بیفتد که عه ! بچه تهرانه ها !

خوب گفته اند که "نیم کیلو باش اما خودت باش !"من شهرستانی اگر دلم برای دود و ترافیک تهران غنج نرود و بمانم شهرم و آنجا را بسازم ، شهر من هم میشود تهران!        

  باز نشر این پست در لینک زن 

   + گلبهار ; ٧:٠٤ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

لج کرده ام

با خدا و شما لج کرده ام ، لج کرده ام که امروز به جای اینکه مثل هرسال اشتیاق دعای عرفه را داشته باشم .به جای اینکه توی ذهنم دعاهایم رو آماده کنم و بچینم برای این روز که یکی یکی از خدا بخواهم تمام مدت را خوابیدم .به جای اینکه یک امروز را یادم بیاورم که چقدر نیازمندم و ضعیف باد غرور به غبغب انداختم ، خستگی را بهانه کردم و خوابیدم .

می دانم با خودم لج کرده ام وگرنه خدا و شما را چه نیازی به من و خواسته هایم .ولی این رسمش نبود .قول گرفته بودم که این روز را جای دیگری باشم .به قول تان وفا نکردید !

*با این وبلاگ و خوانندگانش هم لج کرده ام ! همین روزهاست که بزنم در و دیوار این خانه را خراب کنم !!

   + گلبهار ; ۸:٤٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

آرزوهای خبیثانه

چهل نامه کوتاه به همسر آینده ام :نامه یازدهم 

"یه لحظه تصور کن 

پاییز باشه ...بگو خب 

بارون هم بباره ...بگو خب

من باشم و تو...بگو خب

یه چتر برداریم ...بگو خب

هیچی دیگه ....

دو تایی زیر بارون قدم بزنیم دل دختر و پسرهای مجرد رو  آب کنیم !شیطان"

 


   + گلبهار ; ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٧ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

29سالگی ام مبارک !

"من از گوجه سبز بدم می آد صدای قرچ قرچ اش زیر دندون گوشت تنم رو میریزه .به جاش گاهی وقتها بدم نمی آد که انگور رو با نون بخورم !!نیشخند

من فحش دادن بلد نیستم .بدترین کلمه ای که از دهنم خارج بشه "پررو " و "بی شعور"ه بنابر این اگه با من دعواتون بشه نگران نباشید فحش ناموسی نمی شنوید .

با آپارتمان نشینی میانه خوبی ندارم .دوست دارم خونه ای داشته باشم که حتی اگه دستشویی نداشته باشه ولی باغچه رو حتما داشته باشه !!!نیشخند

 من عاشق شهر کوچیک مون هستم .از شلوغی و اینکه توی شهری زندگی کنم که هیچ کس رو نشناسم دلم میگیره .

از دروغ گفتن بدم می آد و استعدادی در این زمینه ندارم .از اینکه کسی رو به خاطر چیزی که دست خودش نیست مثل دماغ بزرگ یا رنگ چهره اش و...مسخره کنند حالم بد میشه به جاش تا دلتون بخواد برای غیبت پایه ام (آیکون شرمندگی خیلی شدید )

گاهی اوقات خیلی تنبلم ،زودرنج و حساس ،مهربان ،کینه شتری هم بعضی وقتها دارم !و...(یعنی کلی اخلاق بد دیگه !!)"

اینهایی که گفتم بخشی از خصوصیات من بود به عنوان متولد ماه مهر که توی هیچ طالع بینی چه هندی و چینی نوشته نشده .اینها خصوصیات منحصر بفرد دختری که 29سال پیش مثل همچین روزی به دنیا اومد .قرار نیست دنیا رو عوض کنه یا کار خارق العاده ای انجام بده.قراره فقط و فقط "آدم "خوبی باشه .

پ.ن:29سالگی سن غمگین کننده ایه .یکسال بیشتر تا سی سالگی فاصله نداری .یه سال فرصت داری تا جوونی کنی .سی سالگی به بعد باید رفتار و شخصیتت پخته باشه. 

29سالگی ام مبارک !!

   + گلبهار ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٥ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

عطر تو

                   

                               من از عطرِ آهسته‌ی هوا می‌فهمم
                                         تو باید تازه‌گی‌ها
                                     از اینجا گذشته باشی. 

                                                                  سید علی صالحی

   + گلبهار ; ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

نسل وبلاگ

گفته بودم که  من بودم و یه اینترنت ذغالی و یه عالمه حرف و این شد که دخی ترشیده متولد شد.دو سال از اون روز گذشته اینترنتم پرسرعت شده و حرفام زیاد ولی هنوز هم گاهی اوقات از خودم می پرسم خب که چی ؟این حرفا رو می نویسی که چی بشه ؟کجای دنیا رو می خوای بگیری ؟

یکی باید بیاد بشینه بررسی کنه چرا ما شدیم نسل وبلاگ ؟ چرا این نسل اینقدر حرف برای گفتن داره ؟چرا ترجیح میدیم صدها نفر غریبه حرفای مارو بخونن اما دوست و آشنا و فامیل ندونن ما وبلاگ داریم ؟

لابد ما آدمهای تنهایی هستیم لابد نه... حتما هستیم .فرقی هم نمی کنه دور و برمون شلوغ باشه یا نه ...وقتی گوشی برای شنیدن نیست وقتی حرفهای تلنبار شده مون رو روی این صفحات بی روح می نویسیم حتما آدمهای تنهایی هستیم .

وبلاگ نوشتن تنها کاریه که فقط و فقط برای دل خودم انجامش میدم همین یک دلیل هم کافیه که اینجا رو دوست داشته باشم.

 دوساله که برای دل خودم می نویسم .دو ساله شدنم مبارک !! 

   + گلبهار ; ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

پا توی کفش مردها نکن !

چند وقت قبل  از یه بانکی می خواستم وام بگیرم وقتی استعلام کردند کاشف به عمل اومد که یکی از چک های من به خاطر کسر موجودی 3هزار تومنی برگشت خورده !

رئیس بانک مربوطه برگشته میگه :آخه مگه خانوم هم چک برگشتی داره ؟!

من در حالی که قیافه ام اول این شکلیتعجب  و بعد این شکلی شدعصبانی با خودم گفتم :شرمنده که پا توی کفش آقایون محترم کردم نمی دونستم چک بی محل کشیدن هم یه شغل کاملا مردونه است !                                                                                        

پ.ن: چهار سال درس می خونی اون وقت موقع استخدام توی آگهی ها همیشه جلوی اسم مرد *و جلوی اسم زن می بینی ! به این میگن عدالت !!

   + گلبهار ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۱ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

تنهایی آدمها

تنهایی آدمهارو میشه از روی قبض تلفن شون فهمید .وقتی هزینه سرویسadsl شون از هزینه مکالماتشون بیشتر باشه ....

تنهایی آدمهارو از روی ساعتی که پست میذارن میشه فهمید ...

   + گلبهار ; ۱٢:٤۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٠ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

به پسرها حق بده

می گوید با این وضعیت به پسرها حق بده که نخواهند ازدواج کنند .که اکتفا کنند به یک دوست دختر و کل دغدغه شان بشود رسیدگی به دک و پز دخترک. که نخواهند زیر بار هزینه های کمرشکن عروسی خرد شوند .

می گویم حق میدهم اما چه کسی به ما حق میدهد ؟به ما که آدم رابطه های موقت نیستیم .به ما که دلمان گاراژ نیست رفت و آمدش بی حساب و کتاب باشد . به ما که نمی خواهیم "دوست دختر "باشیم .

بازنشر این پست در لینک زن

   + گلبهار ; ۱٢:٤۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

بخت گشا

دایی کوچیکه از یکی از دوستاش  میگه که هرجا میره خواستگاری به یه بهونه ای موضوع به هم میخوره و ازدواج سرنمیگیره .عوضش دختر مورد نظر بلافاصله بعد از این ماجرا بختش باز میشه .

حالا قراره دَم دایی کوچیکه رو ببینم که چند جلسه با این آقا قرار ملاقات داشته باشیم به قصد ازدواج !! بالاخره روزی می آد که من در اینجارو تخته کنم یه وبلاگ دیگه بزنم از خاطرات ازدواجمون بگم براتون .

   + گلبهار ; ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

برای خودم و شما

"نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می‌خواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم.
 
 شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!
 
جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!
 
شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است."

   + گلبهار ; ٤:٥۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٦ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

فارسی رو پاس بداریم !

وقتی به عادت هم نسلی هات فاتحه زبان فارسی رو بخونی و بی خیال قاعده و فعل به جای گاز دادن بگی "بگاز"و به جای زنگ زدن بگی "بزنگ "و حرف زدن بگی "بحرف "و...

اون وقت مادر محترم فکر می کنه زلزله ای ،سونامی ،چیزی اومده دستور زبان فارسی رو کن فیکون کرده و اون هم خیلی جدی توی جمع به جای" خاروندن "میگه :"بخار  "(با کسره ب)قهقهه

پ.ن:من نمی تونم عکس بذارم توی وبلاگ گریه.وب بدون عکس هم از قدیم گفتن مثل دختر بدون جهاز می مونهنیشخند .کسی میدونه پرشین چه مرگش شده ؟

   + گلبهار ; ٩:۳۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٤ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

من پاییز رو دوست ندارم !

من نمی تونم ادای شاعرا رو در بیارم و بگم پاییز رو دوست دارم .آره پاییز فصل رنگهاست.اونایی که عاشق شدن می گن پاییز فصل اوناست ولی برای من پاییز یعنی خشک شدن برگ های گل یاس خونه که خیلی دوستشون دارم .یعنی صبح ها بیدارشدن وپای درخت انجیر گلهای پیچک رو ندیدن .یعنی درختهای حیاط رو بی برگ و بار دیدن .محروم شدن از غوغای گنجشکها روی شاخه های درخت .یعنی شبهای بلند و کسالت آور .یعنی غروب دلگیر و سرد یعنی .....

این چندساله اومدن پاییز همزمان شده با اتفاقای بد زندگیم .شاید به همین خاطر پاییز غمگینم میکنه .من پاییز رو دوست ندارم بااینکه خودم متولد این فصل ام !

                                       *******

پاییز یعنی شبهای طولانی و وای از دست این شبهای طولانی که نمی دونم چطوری پُرش کنم .سالهای گذشته که برای ارشد درس می خوندم گذروندن این شبها راحت تر بود ولی امسال ...امسال هیچ کار بخصوصی ندارم .

مدتهاست که دیگه حوصله برنامه های تی وی رو ندارم .برنامه های دید و بازدید و شب نشینی هم توی این دوره و دوری راه و...دیگه جواب نمیده .

شما بگین این شبهای رو چطوری می گذرونین ؟برنامه تون چیه؟

   + گلبهار ; ٩:٢۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱ مهر ۱۳٩٢
comment نظرات ()