زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

فقط به خاطر تو

چهل نامه کوتاه به همسر آینده ام :نامه ششم

"می دانم که قیافه ایشواریا رای را ندارم وملکه زیبایی نیستم (نگران نباش میتوانی تحملم کنی )،بابا جان هم که از دار دنیا یکخانه دارد و یک حقوق بخور و نمیر،خودم هم که خدا را شکر به جایی نرسیدم نه دکتری شدم نه مهندس ،توی فامیل هزار فامیل مان هم که بگردی خبری از آقازاده و ازمابهتران و بچه های بالا نیست که بخواهی دلت را به آنها خوش کنی ،می دانم که اگرروزی سراغ من آمدی به خاطر خود خودم آمده ای ! به خاطر همین ندیده دوستت دارم !

خیالت راحت من هم قول می دهم تو را نه به خاطر موقعیت اجتماعی ات ،نه تیپ و قیافه ات و نه پول و پله ات بخواهم فقط به خاطر خودت "

   + گلبهار ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٥ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

همسایه است ما داریم ؟

جدیدا یه خانواده ای اومدن شدن همسایه فیس تو فیس ما .یه بار که از زیر پنجره شون رد میشدم صدای عر عر کردنشون رو شنیدم !! تعجبقهقههبه جان خودم و شوهر نداشته ام  راست میگم .ینی جوری بود که اول فکر کردم گوشای من عیبی ایرادی پیدا کرده .تا اونجایی که شنیده بودیم سه تا آدم !!اومده بودن اونجا تازه مامان محترم برای پسرشون هم نقشه ها داشت .دفعه دوم خواهری شنیده بود که آقای خونه و پسرش عر عر می کردن نیشخند،نمی دونم خانومه چرا صداش در نمی آد ؟

باور کنید الان حل این مسئله که چرا این خونواده عر عرمی کنند از دونستن اینکه شوهرآینده ام کیه برام حیاتی تر شده .

 

   + گلبهار ; ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢۳ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

موسیقی

بچه تر !!که بودم یکی از بزرگترین تفریحاتم گوش کردن موسیقی بود مخصوصا اهنگ های غیر مجاز از داریوش و ابی و معین گرفته تا حمیرا و مهستی و جواد یساری !!از اهنگ های معین بیشتر خوشم می یومد .اوایل چون خانواده می گفت گناهه یواشکی گوش میدادیم ولی بعدا با پیچوندن مامان محترم که نه بابا مجازه !!دیگه این اهنگها علنی پخش میشد .همه اهنگها رو هم حفظ کرده بودیم (من و خواهری )و توی خونه باهم می خوندیم .جالبه یه بار برای عقد یکی از اقوام با مینی بوس میرفتیم مراسم و چون مینی بوس فاقد امکانات بود من و خواهری و یه نفر دیگه از فامیل شروع کردیم به خوندن اهنگ !! قهقهه (فیلمش هم موجود میباشد )هنوز که هنوزه وقتی یاد این اتفاق می افتم خنده ام میگیره . بعضی وقت ها حتی صبح که از خواب بیدار میشدم یه اهنگ به طور خودجوش می اومد مینشت نوک زبونم و اون اهنگ میشد زمزمه اون روز .

همون وقت ها هم محرم و صفر و ماه رمضون که میشد یه نیرویی بهم می گفت به احترام این ماه ها نباید اهنگ گوش بدی .همه چیز تعطیل میشد تا بعد .

 تا اینکه ماه رمضون چند سال قبل با خودم گفتم :من میخوام اهنگ گوش دادن رو کلا بذارم کنار ..از برکت اون ماه رمضون این بود که از کسی که عاشق اهنگ بودم و خوراک روز و شبم بود تبدیل شدم به اینی که می بینید (از مضرات موسیقی میگم ).الان نمی گم اصلا اهنگ گوش نمیدم  اره گوش میدم ولی خیلی خیلی کم....من نمیفهمم چطور بعضی ها میگن موسیقی بهشون ارامش میده .موسیقی اگه غمگین باشه باعث میشه الگی الکی غمگین بشی و فکرکنی عاشق هستی و معشوقت ازت دوره و یه دل سیر گریه کنی (اونایی که عاشقن دیگه هیچی !)

اهنگ تند و شاد هم برای من یعنی بدو بدو ! فقط باهاش احساس استرس و عجله دارم نه چیز دیگه .

اینجا رو بخونید خیلی جالبه .

 

   + گلبهار ; ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

خدای من

از صبح که پیشواز روزه گرفته بودم تا این دهان مبارک می خواست باز بشه و بگه فلانی چقدر حرف میزد ،فلانی قدش کوتاه بود و...یه فرشته گوگولی که روی شونه راست جاخوش کرد سقلمه میزد بهم که :هیسسسس!روزه ای !!

منم حسابی خوش خوشانم شد از ضایع شدن این زبان مبارک .تا باشد چنین باشد !! 

                                        ******

خیلی هامون از این می نالیم که توی نماز حضور قلب نداریم .همه گمشده هامون و فراموش شده هامون رو توی نماز بهش میرسیم .یه جایی خوندم برای اینکه توی نماز حضور قلب داشته باشی باید بتونی فکر و ذهنت رو کنترل کنی .از صبح که پا میشیم تا شب انواع و اقسام فکر ها توی سرمون می ادو میره کدوم یک از ما میتونه بگه اختیار فکرش رو داره که به چی فکر کنه و به چی فکر نکنه .اگه ادم به مرحله ای برسه که بتونه رفت و امد های فکرش رو کنترل کنه توی نماز هم میتونه حضور قلب داشته باشه .

می گن خدای هر کس اونی که بیشتر بهش فکر می کنه .فکر های من :کار ،پول ،شوهر نیشخند،چزاندن بعضی ها !، آینده و....خدا پس کجاست ؟؟

 

   + گلبهار ; ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

تکلیف من رو روشن کن

چهل نامه کوتاه به همسرآینده ام  :نامه پنجم

"می دانی از کی من خانه پدرم هستم ؟اصلا با خودت می گویی من زنی دارم یا نه ؟به تو هم می گویند مرد ؟عصبانیخرجی که نمیدهی من باید خودم کار کنم برای دو لقمه نان ،عزا میشود تنها باید بروم ،عروسی تنها بروم هر کی هم از راه میرسد می گوید :پس شوهرت کو؟چرا نیامده؟یک چشمم اشک است گریهو یک چشمم به در که الان میآد .

نمیخواهی بیایی دست من رو بگیری ببری خانه ؟چشم من را دراوردند این مردم با فضولی هایشان .زودتر بیا تکلیف من رو روشن کن !!"

   + گلبهار ; ٥:٥۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

سفر نامه

نمیشه تابستون باشه و ما یه سفر زیارتی نریم قم و جمکران . دم دست ترین و کم خرج ترین سفر زیارتی ،تفریحی .اگر فکر کنید بابای محترم همت کرده و با ماشین ماروبرده در اشتباهید.ما اصولا با کاروان میریم و همیشه هم بقیه رو سرکار می ذاریم و دیر می رسیم سرقرار !جوری که مسئول کاروان بنده خدا این بار که زود اومده بودیم آخر سر از نظم و ترتیب ما به طور ویژه تشکر نمود!!  

   *******

خواهری ختم نخودکی برداشته به خاطر همین هم باید 12-13تا تسبیح بخره .رفتیم قم که مثلا منبع تسبیح و  ارزونه بگیریم .قیمت تسبیح ها رو که می شنویم دود از کله مون بالا میره .می گم حاجتت اصلا ارزش این همه خرج کردن رو داره ؟

باید از فروشنده می پرسیدیم :اقا .تسبیح کارکرده !!که مال یه خانم دکتر باشه باهاش رفته باشه مطب برگشته باشه ندارین ؟نیشخند 

*********

بالاخره فهمیدم چرا این همه میریم قم و خودمون رو زنجیر می کنیم به ضریح چرا حاجت نمی گیریم .مسئولش دست فروشای اطراف حرمن که سیریش می شن بهت که خانوم  توروخدا یه جوراب بگیرین و کلی التماس و خواهش و از در دوستی وارد شدن و هر وقت دیدن بهشون محل نمیذارین می گن :"حاجتت رو نگیری ایشااله !!(با غیظ)

 

   + گلبهار ; ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

دلم چی می خواد

"دلم"
نه عشق میخواهد
نه دروغهای قشنگ
نه ادعاهای بزرگ
نه بزرگ های پر ادعا

"دلم"
یک فنجان قهوه داغ میخواهد و
یک دوست که بشود با او حرف زد و
پشیمان نشد...

   + گلبهار ; ٩:٤۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

غم

 

وقتی که من بچه بودم غم بود

.

.

.

اما کم بود !

 

 

پ.ن: ناراحت

   + گلبهار ; ٧:٥۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

آش هم می زنیم

من نمی دونم اگه ما دخترای مجرد نبودیم مامان های محترم به چه بهونه ما رو می گذاشتند سر کار ."بیاین آش هم بزنید بختتون باز شه !!"

اگه ما نبودیم کی یه دیگ آش رو هم میزد تا ته نگیره ؟؟

   + گلبهار ; ۱٠:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()

ابرو

 

یه شوهرم نداریم به خاطرش بریم آرایشگاه این ابروهای پاچه بزی مون رو خلوت کنیم اون وقت هی جلوش رژه بریم و بپرسیم :به نظرت من تغییری نکردم ؟

اونم بگه:نهههههه!گریه

   + گلبهار ; ٧:٤٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢ تیر ۱۳٩٢
comment نظرات ()