زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

یه کتاب معمولی

اگه دنبال یه کتاب هستین که نوشته ساده ای داشته باشه و درگیر غم ها و غصه های شخصیت های داستان نشید و شب با خیال راحت بخوابید این کتاب رو بخونید !

+ هدیه خودم بود به خودم !

+ زود ،تند ،سریع بگین آخرین کتابی که خوندین چی بوده ؟ منتظرم !

   + گلبهار ; ۳:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

خدا را برای ما آوردی !

من به شما مدیونم ،حتی اگر آنطور که باید باشم آنطور که خواسته اید نیستم .من به شما مدیونم نه به خاطر همه چیزهای خوبی که آوردید و توی سفره زندگی ما گذاشتید و ما حتی دست نبردیم تکه ای از آنها را برداریم و مزه خوشش را بچشیم .

من به شما مدیونم چون شما من و ما را از سرگردانی بین آب و آتش و سنگ و همه چیزهایی که گذشتگان ما می پرستیدند نجات دادید .

شما خدارا آوردید نشاندید کنار دست من ، توی قلب من حتی نزدیک از این شاهرگی که زیر گلویم در حال تپیدن است  .بودن خدا اتفاق بزرگیست، داشتن یک خدای خوب یک دوست خوب از جنس خدا خوشبختی بزرگیست حتی اگر بنده خوبی برایش نباشیم و من این خوشبختی را مدیون شما هستم !!

+ هدیه برای تولد پیامبرمان صلوات بفرستیم !

   + گلبهار ; ۱٠:٠۸ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۸ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

روزهای دم مرگ

روزهای امتحان درست مثل روزهای دم مرگ می مونه .آدم کلی کار عقب افتاده و حسرت به دل مونده داره .تا می آد کتاب بگیره دستش میگه :حیف که امتحان دارم وگرنه این کارو می کردم .

حالا امتحان ها را داده ام و انگار دوباره زنده شده ام .رفته ام کاموا گرفته ام تا شالگردن ببافم .دو تا فیلم ندیده هم دارم و کلی آدم که باید بروم خانه شان .هزار خورشید رخشان و ده فرزند هرگز نداشته خانم مینگ هم منتظر من هستند که بروم سراغشان و البته یک عدد مامان که کلی کار بریزد روی سرم !

 +زندگی منتطر من است انگار !!

   + گلبهار ; ۳:٠۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٦ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

وقتی واقعا دلت لرزید !

 کلمه ها مثل لباس می مونن، بعضی هاشون رو هر روز استفاده می کنی ،تکراری میشن ،از چشم می افتن ،کهنه میشن ،دلت رو می زنن ،دور انداخته میشن گاهی ..

بعضی کلمه ها مثل لباس مهمونی می مونن همیشه پوشیده نمیشن ،برای همه کس پوشیده نمیشن ،باید بذاریشون یه گوشه کمد و گاهی فقط گاهی ازشون استفاده کنی .وقتی به یک مهمونی مهم میری ،وقتی به دیدن یک دوست میری ...

"دوستت دارم " هم یه لباسه، یه لباس با رنگای شاد ،لباس عروسیه  اصلا ،وقتی دلت لرزید ،وقتی واقعا دلت لرزید باید از گنجه دلت درش بیاری و به خاطر اون ادم خاص بپوشی .

لباس ها اگه همیشه پوشیده بشن کهنه میشن کلمه ها هم همینطور !

   + گلبهار ; ۱٢:۱٠ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۳ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

اصرار نکنید !!

دارم فکر می کنم چقدر خوبه که لبو جزء میوه های بهشتی نیست وگرنه هیچ جوره راضی نمیشدم پامو اونجا بذارم !!

پ.ن: چشم دیدن هیچ کدوم از فک و فامیل های لبو رو ندارم !

   + گلبهار ; ۳:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

سنگ اندازی نکنید !

ای کسانی که سریال می سازید ای کسانی که سریال های آبکی میسازید ،جوانها رو ناامید نکنید آقا ! توی این اوضاع یک نفر اگر شیر شد تصمیم به ازدواج گرفت شما نزنید توی ذوقش ،مخصوصا بچه پولدارهارا .

کارشناس حقوقی که اسمش را آخر سریالتان نوشته اید مترسک سر جالیز که نیست . به پیر به پیغمبر نمی شود کسی را از ارث محروم کرد اگر می خواهید سنگ بیندازید جلوی پای عاشق های بدبخت سریالتان یک جور دیگر بیندازید .مثلا بعد از کلی عشق و عاشقی بفهمن :ای دل غافل اینها خواهر و برادر بوده اند و خبر نداشتند !!

جوانهای عاشق مخصوصا پولدارها را نترسانید از اینکه باباجانشان از ارث محرومشان می کند و باید شب و روز نان عشقشان را ترید ؟ کنند توی آبگوشت محبت بخورند !!

من شور بچه پولدارها را می زنم وگرنه ما پابرهنه ها (الان من حتی جوراب هم پام نکردم !)که از این غصه ها نداریم !!

   + گلبهار ; ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۸ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

ما کار فرهنگی می کنیم !

رضا خان قلدر بود .بلد نبود کار فرهنگی انجام بدهد بلد نبود در و دیوار شهر را پوستر بزند ،بلد نبود کیسه را شل کند سریال میلیاردی بسازد، به ذهنش نمی رسید طرح فرهنگی ارائه بدهد ، گشت ارشاد نداشت بیچاره ....

رضاخان نمی دانست با قلدری نمی شود کشف حجاب کرد ...کشف حجاب کار فرهنگی می خواهد !

+یکی بیاید این پوستر را برای ما تفسیر کند لطفا !

+به بهانه 17دی سالروز کشف حجاب

   + گلبهار ; ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

امتحان دارم مثلا !

این کتابها و جزوه های مزخرف هم باید چسب داشته باشند .چسب داشته باشند که وقتی دستت گرفتی یک ساعت بعد اگر زلزله یا سونامی هم آمد زمین نگذاری .مثل همین چسب ها که روی این صندلی زده اند از یک ساعت پیش که رویش نشسته  ام  تا یک ساعت دیگر خیال کنده شدن از آن ندارم انگار...تقصیر من نیست جنس چسبشان مرغوب است !!

+جک مناسب این روزها :به لحظات ملکوتی "غلط کردم از ترم بعد می خونم "نزدیک می شویم !

   + گلبهار ; ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٤ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

ما دخترهای رویاپرداز دهه شصت

من دلم به حال خودمان می سوزد به حال این نسلی که می گویندسوخته است .راست هم می گویند من خودم سوختن آرزو ها و رویاهای این نسل را دیده ام .من دیده ام که   سرخوشی بچگی مان با موشک های صدام سوخت .دلمان توی کلاسهای دو شیفته و نیمکت های سه نفره گرفت .بعضی هامان پشت سد کنکور پیر شدیم و...

ما خاله بازی می کردیم ، زن می شدیم ،مادر می شدیم ،یاد میگرفتیم توی ظرف های کوچک پلاستیکی غذا بپزیم .برای عروسک هایمان مادری می کردیم .یاد می گرفتیم مادر باشیم اما...

رویاهامان سوخته و ما نشسته ایم توی وبلاگهایمان رویاهای مرده مان را زنده می کنیم .نامه می نویسیم برای مردی که قرار بوده همسرمان باشد و هنوز نیامده .وبلاگ هایمان پرشده از "یکی باید باشد " ها و "اگر تو بودی "و "یه شوهرم نداریم "ها و ....از مردی می نویسم که می دانیم اگر قرار به بودنش باشد اینطور که ما می خواهیم نیست اینقدر عاشق ،اینقدر خوب ،اینقدر مهربان و...

واقعیت چیزی نیست که ما توی وبلاگهایمان ساخته ایم .واقعیت این است که هیچ مردی اینجا توی دنیای واقعی انطور که ما می خواهیم نیست و اینکه ما به جای اینکه توی زندگی هایمان همسر یا مادر باشیم داریم توی وبلاگ هایمان با رویاهایمان بازی می کنیم .

+ بازنشر این پست در لینک زن

   + گلبهار ; ۸:۳۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۸ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()

دنبال ناشناخته هام

مثل آدمهایی که سالها قبل سرزمین های ناشناخته رو کشف کردن منم دنبال سرزمین های ناشناخته ام ، دنبال سرزمین های دست نیافتنی ،سرزمین هایی که تا حالا هیچ کس قدم روی اونها نذاشته  و فاتحی نداشته  .دنبال یه آغوش بکر ، یه قلب دست نخورده ....!

   + گلبهار ; ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۳ دی ۱۳٩٢
comment نظرات ()