زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

سال نو مبارک

   + گلبهار ; ۱٢:٥٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱ فروردین ۱۳٩٢
comment نظرات ()

7مردی که زنان از آنان بیزارند

1-مردی که دست توی دماغش کند .

2-مردی که بوی گربه مرده بدهد .

3-مردی که ناخن بلند کند .

4-مردی که ابرو بردارد (کار از زیر ابرو گذشته !)

5-مرد خیکی و کچل !!

6-مردی که مشتری پرو پا قرص اخبار باشد .

7-......

بقیه اش رو شما بگین .

اینجا رو هم محض اطلاع بخونید .

   + گلبهار ; ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٧ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

نقطه ،سرخط

سال داره نو میشه .عید می آد ولی دیگه مثل قدیم ها نیست که بتونی بوی عید رو استشمام کنی .از دو هفته قبل تو دلت قند آب شه که عید می آد ،لباس نو ،عید دیدنی ،عیدی گرفتن ،تعطیلی .همه چیزهای خوبی که اون سالها با اومدن عید می اومد برای من دیگه رنگ و بویی نداره .نمی گم دلمرده ام یا افسردگی گرفتم .طبیعت بزرگسالی شاید هیمنه که خیلی چیزها رنگ و بوی گذشته رو نداره .نمی دونم بچه های الان هم حال و هوای عید رو مثل بچگی های ما می فهمند یا گرونی و زندگی ماشینی و کمتر شدن روابط باعث شده اونها این لذت رو تجربه نکنند .

عید برای من فقط معنای سه چهار روز تعطیلی و راحت شدن از کار رو می ده نه بیشتر و شاید مهمترین  دلیلی که باعث بشه از اومدن سال نو خوشحال بشم این باشه که سال نو یعنی شروع دوباره ،یعنی بتونی زندگی ات رو دوباره از نو شروع کنی .یعنی نقطه سرخط .به همین خاطره که سر سال تصمیم های بزرگی می گیریم و به نیمه های سال که می رسیم می بینیم به بیشترشون عمل نکردیم .مثل معنای شنبه که خیلی هامون برای شروع کارهای مهممون می گیم از شنبه شروع می کنم .

امسال خیلی برنامه ها داشتم برای زندگی که حالا که فکر می کنم می بینم به هیچ کدوم عمل نکردم .مثل گرفتن گواهی نامه رانندگی ،رفتن به باشگاه ،کلاس زبان  ،شرکت تو آزمون وکالت و...و کلا آدم بهتری شدن .

شما چه تصمیم هایی برای سال جدید گرفتین ؟برنامه های سال قبلتون چی بوده ؟عملی شده برنامه هاتون؟

   + گلبهار ; ۱:٠٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢٦ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

اطلاعیه

به علت گرانی پسته ،بادام زمینی ،تخمه ،میوه و اعلام عزای عمومی در مرگ شهید چاوز و در کل مهیا نبودن وسایل پذیرایی در ایام عید از پذیرفتن مهمان معذوریم !

                                      لطفا دم در میخ نشوید !

   + گلبهار ; ۱٠:٥۸ ‎ب.ظ ; جمعه ٢٥ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

نیمه گمشده

حرف هایی هست برای "گفتن"

که اگر گوشی نبود نمی گوییم .

و حرف هایی هست برای "نگفتن"

حرف هایی که هرگز سر به "ابتذال گفتن" فرود نمی آرند.
حرف هایی شگفت ،
زیبا
و
اهورایی
همین هایند ،
و سرمایه ماورایی هر کسی به اندازه حرف هایی است
که برای نگفتن دارد ،
حرف های بی تاب و طاقت فرسا ،
که همچون زبانه های بی قرار آتشند،
و کلماتش هر یک ،
انفجاری را به بند کشیده اند ،
کلماتی که پاره های "بودن" آدمی اند ....

حرفهایی هست برای نگفتن
و ارزش عمیــق هر کس
به اندازه حرفهایی است
که برای نگفتن دارد


دکتر علی شریعتی

   + گلبهار ; ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٤ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

برای وقت های فراموشی

آن بالا که بودم، فقط سه پیشنهاد بود.

اول گفتند زنی از اهالی جورجیا همسرم باشد. خوشگل و پولدار. قرار بود خانه‌ای در سواحل فلوریدا داشته باشیم. با یک کوروت کروکی جگری. تنها اشکال‌ش این بود که زنم در چهل و سه سالگی سرطان سینه می‌گرفت. قبول نکردم. راست‌ش تحمل‌ش را نداشتم.بعد موقعیت دیگری پیشنهاد کردند: پاریس، خودم هنرپیشه می‌شدم و زنم مدل لباس. قرار بود دو دختر دو قلو داشته باشیم. اما وقتی گفتند یکی از آنها نه سالگی در تصادفی کشته می‌شود. گفتم حرف‌ش را هم نزنید.بعد قرار شد کلودیا زنم باشد. با دو پسر. قرار شد توی محله‌های پایین شهر ناپل زندگی کنیم. توی دخمه ای عینهو قبر. اما کسی تصادف نکند. کسی سرطان نگیرد. قبول کردم.حالا کلودیا- همین که کنارم ایستاده است – مدام می گوید خانه نور کافی ندارد، بچه ها کفش و لباس ندارند، یخچال خالی است. اما من اهمیتی نمی‌دهم. می دانم اوضاع می توانست بدتر از این هم باشد. با سرطان و تصادف. کلودیا اما این چیزها را نمی داند. بچه ها هم نمیدانند.

پرسه در حوالی زندگی – مصطفی مستور

پ .ن: از اینجا آوردم .

   + گلبهار ; ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٢٠ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

کفش کالج

این کفش هایی که می بینید رو می گن "کفش کالج " حتما شما هم اسمش رو شنیدین .این روز ها خیلی مد شده و منم هنوز تصمیم نگرفتم که یکی از اونها رو بخرم یانه .راستش اگه به خودم و سلیقه ام نگاه کنم خیلی مدل شون رو نمی پسندم ولی اگه به مد رفتار کنم باید منم یکی از اونا رو داشته باشم .راستی مد از کجا می آد .کی تعیین می کنه که ما باید امسال چی بپوشیم ؟ کی بهمون می گه شلوار پاره شده رو به عنوان مد روز بپوشیم درحالی که اگه قبلا کسی این طوری می پوشید مسخره اش می کردیم .

 

   + گلبهار ; ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

مادر !!!

به یکی از ارباب رجوع های دفتر که آقایی 45ساله است می گم:

از مدارک تون کپی بگیرین .

خیلی جدی میگه :از کدوم کپی بگیرم مادر ؟!!!!

من :تعجبو بعد این شکلی قهقههقهقهه

پ.ن :همیشه کمتر از سنم نشون میدم جوری که دفعه اول خیلی ها ازم می پرسن کلاس چندمی ؟حالارو چه حسابی آقاهه که همسن بابامه این رو میگه نمیدونم .احتمالا جهت تلطیف فضا بوده و خنداندن ما !دستش درد نکنه .

   + گلبهار ; ٩:۳٤ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

خسته ام !

به دنیا بگوئید بایستد!!

   + گلبهار ; ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٦ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

جدی نگیرید

از آنجایی که امسال قراربر این است که شاد باشیم رفته ام بازار و خرید کرده ام :شال قرمز ،مانتوی زرد . کفش اسپرت سبز .

بابا لباس های رنگی را که می بیند خطاب به مامان می گوید :خانوم در اون دبه ترشی ات رو ببند .امسال از شوهر کردن این خانوم خبری نیست .

مامان :وااااا  نفوس بد نزن مرد .این چه حرفیه میزنی .

بابا :دخترت با این لباسا میشه چراغ راهنما .آخه کی رو دیدی تو این مملکت به چراغ راهنما توجه کنه ؟

من:ناراحتتعجبگریه

   + گلبهار ; ۱٠:٥٠ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٤ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

جفت مناسب

 

 

این همه سال فکر می کردم باید دنبال یک "آدم "برای زندگی باشم ولی تازه فهمیدم  اشتباه می کردم .باید امسال دنبال یک "میمون " بگردم  .نیشخند

طالع بینی      

   + گلبهار ; ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

نظر سنجی : چی بخرم ؟

 یکی از تبعات خواستگاری اخیر این بود که  تند و تند باید گوشی ام را شارژ می کردم . یک شب گوشی فلک زده تا صبح به برق بود و بیچاره ال سی دی اش سوخت .عیدی امسال را که بگیرم به سلامتی گوشی ام را عوض می کنم .حالا  موندم چی بخرم ؟

 پیشنهاد شما چیه؟ ترجیحا لمسی باشه مدل گوشی که معرفی کنید .از گوشی خودتون بگین ازش راضی هستین یانه .و اگر نه بگین تا من هم اون مدل گوشی رو نخرم .به فکر جیب من هم باشید چون دانشگاه آزاد حسابی خالی اش کرده نیشخند

   + گلبهار ; ٢:۱۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

دانشگاه آزاد

چهل نامه کوتاه به همسرآینده ام .نامه چهارم :

"همسر عزیزم .حیف که در این روزها کنار من نیستی تا پز مرا به فک و فامیل بدهی .آدم زنش دانشجوی کارشناسی ارشد آن هم دانشگاه آزاد !باشد آن وقت پز ندهد؟نه خیال کنی بدون آزمون رفته ام دانشگاه .نه خیر امتحان داده ام .در این اوضاع که مردم به نان شب محتاج اند باید هم پز بدی زنت دانشجوی دانشگاه ازاد است .هر جا بگویی دانشگاه آزاد جور دیگری نگاهت می کنند .بابا مایه دار!!می روی قاطی طبقه مرفه جامعه .با کلاس می شوی برای خودت .آدم میلیون میلیون خرج درس اش کند کم چیزی نیست که ...شهریه میلیونی می دهی بروی دانشگاه استاد محترم بیاید  یک ربع از یک ساعت کلاس را خاطره تعریف کند .حیف که این روزها نیستی پز مرا بدی و ببینی چه پدری از من در آمده بابت دادن هزینه خاطره گویی استااااااااد محترم دانشگاه آزاد "

   + گلبهار ; ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٩ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)

 چه معرفت قشنگی داره این آقا .این روزها من هوای زیارت زده به سرم و هر جا که نام و نشانی از امام رضا باشه خوشم می آد .مثل این عکس قشنگ !!

   + گلبهار ; ۱۱:٠۳ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۸ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()

این روز ها جایت خالی است!!

چهل نامه کوتاه به همسر آینده ام .نامه سوم :

"سلامی چو بوی خوش آشنایی .امیدوارم که حالت خوب باشد .اگر از احوالات این جانب خواسته باشید ملالی نیست جز دوری شما .این روز ها دایم به فکر شما هستم .صبح ،ظهر .شب در همه حال تصویر زیبای شما در خاطرم مجسم می شود .وقتی بعد از ظهر خسته از کار روزانه برای تاکسی ایستاده ام و تاکسی ها چرت شان گرفته یاد شما می کنم و دلم می خواد شما با ماشین میلیونی تان _همان پراید قراضه را می گویم _به دنبالم بیایید و مرا تا خانه ببرید .گفتم خانه ..این روز ها در خانه جای خالی شما به شدت احساس می شود .وقتی که مامان محترم فرش هارا توی حیاط خیس کرده و صدایم می کند تا به کمکش بروم جای شما خالیست !! وقتی با ترس و لرز از چهارپایه بالا می روم تا پرده ها را در بیاورم نمی دانید چقدر به شما فکر می کنم .در هنگام پاک کردن شیشه ها ،جابجایی وسایل سنگین و....اگر بودید مطمئنا نمی گذاشتید من دست به سیاه و سفید بزنم و همه کارها را می کردید .جای شما واقعا خالیست ."

   + گلبهار ; ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٥ اسفند ۱۳٩۱
comment نظرات ()