زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

درسته ترشیدیم ولی ....

سوار تاکسی که شدم راننده گفت :در رو یه بار دیگه ببند مادر !

تو دلم گفت:ما گفتیم ترشیدیم ولی نه تا این حد !!

   + گلبهار ; ۸:٥٤ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٠ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

روز تولد

امروز به روایتی روز تولد من بود .به روایتی چون توی شناسنامه یه روز دیگه است  امامن واقعا تو مهر به دنیا اومدم .خواهش میکنم کسی بهم تبریک نگه به قدر کافی امروز تبریک شنیدم .نمی دونم چرا بعضی ها نمی دونن روز تولد برای یه ترشیده !!هیچ کم از روز عزا نداره .فقط کافیه به جای کیک تولد یه ظرف خرما بذارن وسط و به جای اهنگ لوس و بیمزه «تولد تولد تولدت مبارک »آهنگ لوس و بی مزه تر «می رن آدما از اونا فقط خاطره هاشون ...»را پخش کنن .از نظر من گرفتن جشن تولد توطئه آدمای متاهله برای عذاب دادن دخترای مجرد (خوب شد نگفتم ترشیده )چه عذابی بدتر از این که یه کیک بگیرن و به بهانه تولد 32تا شمع روش روشن کنن (اشتباه نشه خوشبختانه من هنوز به مرز سی سالگی هم نرسیدم چه برسه به 32سالگی )آره داشتم میگفتم .یه کیک بذارن جلوت با مثلا 32تا شمع تا هی تو یادت بیفته که هنوز ازدواج نکردی بدتر از اون اینه که تو جشن تولدت  دوستات دعوت باشن .چه عیبی داره ؟عیبش اینه که اونا ازدواج کردن و با بچه های 5-6سالشون اومدن تولد تو .این یعنی یه عزای کامل .پس لطفا کسی تولد منو تبریک نگه .

   + گلبهار ; ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

شروع

یکی بود یکی نبود ....غیر از خدای مهربون هیچکی نبود. 

من بودم و یه اینترنت ذغالی و یه عالمه حرف.....این شد که دخی ترشیده متولد شد .

   + گلبهار ; ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٤ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()