زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

زودتر بیا

مامان جان محترم و مکرم چند تکه از ظروفی که به عنوان جهیزیه برای این جانب از 2سالگی !کنار گذاشته را در آورده و استفاده می کند .می گویم :چرا اااااااااا؟؟اومد و من فردا شوهر کردم پول داری دوباره بخری ؟

می گوید:حالا کو شوهر !!!

پ ن :خطاب به همسر نازنین آینده ام :همسر گرامی دلت به حال من نمی سوزد به حال جهیزیه ام بسوزد اگر می خواهی جهیزیه پر و پیمانی داشته باشم زودتر بیا لطفا !!

   + گلبهار ; ٢:٤٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٠ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

آدم نشدیم !

کوتاه ترین داستان دنیا :روزی روزگاری خدا مارا آفرید تا آدم باشیم

....قصه ما به سررسید

خدا به خواستش نرسید .

   + گلبهار ; ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()