زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

زندگی کردیم ؟

بیخودی پرسه زدیم صبحمان شب بشود ،

بیخودی حرص زدیم سهم مان کم نشود،

ماخدا را با خود سر دعوا بردیم و قسمها خوردیم ،

ما به هم بد کردیم ،

ما به هم بدگفتیم ،

ما حقیقتها را زیر پا له کردیم و چقدر حظ بردیم که زرنگی کردیم،

روی هرحادثه ای حرفی از پول زدیم، از شما میپرسم ما که را گول زدیم...؟


   + گلبهار ; ۳:٠٠ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

از اعترافات دختران

برگی از اعترافات دختران: بچه که بودیم هر کس ما رو میدید لپامون رو میکشید و میگفت: عروس من میشی خوشگله ؟؟؟
خب لامصبا!!! حالا که بزرگ شدیم و به شماها نیاز داریم کدوم گوری هستین ؟

   + گلبهار ; ۱٠:۱٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

شرکت بشین تا بیاد

یکی از دوستای متاهلم احتمالا برای چزاندن من !!این اس ام اس رو برام فرستاده :

«مشترک گرامی شما برنده  همسر شدید .برای کسب اطلاعات بیشتر به سایت شتر در خواب بیند پنبه دانه مراجعه فرمایید .با تشکر شرکت بشین تا بیاد »

   + گلبهار ; ٩:۱۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٧ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

داماد آینده

تو فامیل مارسمه اگه کسی می ره کربلا یا مکه یا سوریه قاطی سوغاتی هایی که می آره اگه پسر داشته باشه حتما یه سوغاتی هم می آره برای عروس آینده .چادری ،انگشتری و...حتی شده طرف برای عروس آینده پسری که12-13سالشه هم تحفه ای آورده ولی تا حالا فکرکردین چرا کسی برای داماد آینده اش چیزی نمی آره .دریغ از یه زیر پیراهنی رکابی!!

1-دلیل اول اینکه داماد پررو می شود و فردا روز که ازدواج کرد برای دختر کلاس می گذارد که تو و خانواده ات از همون بچگی فکرتون پیش من بود و منتظر بودید یه روز من بیام تورا بگیرم!!

2-هیچ کس چشم دیدن داماد را ندارد چه برسد به اینکه جلو جلو برایش کادو هم بخرد .

3-کسی برای داماد کادو نمی خرد چون ممکن است تا آقا داماد بیاید و دختر خانم را بگیرد سالها چه بسا قرن ها !!بگذرد و سوغاتی ها کلا عتیقه شود .

4-اصولا احتمال ازدواج دختر خیلی پایین و چه بسا نزدیک به صفر است بنابراین برای ان پیش بینی های لازم نمی شود !!

   + گلبهار ; ۱٠:۱٦ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٥ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

سوء استفاده

آقای محترمی آمده  بود دفتر (منظورم محضره )برای تجدید فراش .توجیهش هم این بود که چون نمی توانم در شهر زندگی کنم می خواهم بروم روستا و خانمم حاضر نیست بیاید .خدا خیر بده به خانمش که برای بنده خدا بهانه ای جور کرده بود.زن اولش هم امد دفتر که رضایت نامه ازدواج را امضا کند.انجا مذاکراتشان به نتیجه نرسید و خانم گفت اگه شوهرش شرایط او را قبول نکند حاضر نیست رضایت بدهد .شرطش هم کاملا منطقی بود .می گفت نباید شوهرش زن دوم را به همان خانه ای بیاورد که او زندگی می کند . مرد قبول نکرد و زن گفت رضایت نمی دهم .مرد هم با کمال افتخار گفت :«پس من بچه ها را باخودم می برم »به رخ کشیدن قدرت مردانگی و اختیاری که قانون به او داده !!زن بیچاره که گریه اش گرفته بود با دستهایی لرزان سند را امضا زدو گفت :حالا برو دنبال هوست .آرزو کردم ای کاش می توانستم مردک هوس باز و زور گو را همان جا خفه کنم .

سوال بزرگی که ذهنم را مشغول کرده :چرا باید به مردهای هوس ران اجازه داد بااستفاده از احساسات مادری هر کار که دلشان بخواهد بکنند.(هیچکدام از این ها را پای اسلام نمی گذارم )اگر مردهای جامعه می خواستند واقعا به اسلام عمل کنند چرا فقط از اسلام فقط حق ازدواج های متعدد را یاد گرفته اند ؟ایا این را هم یاد گرفته اند که مهریه زن را باید بلافاصله بعد از عقد داد ؟

   + گلبهار ; ۸:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٠ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

ماترشیدیم مردتیکه هنوز نیومده !

این اس ام اس رو یکی از دوستام برام فرستاده .البته این دوست محترم به تازگی ازدواج فرموده .بنابر این به نظر می رسه این رو برای چزاندن ما فرستاده باشه :

اول دبستان خوندیم :

«آن مرد آمد »

سالها گذشت ،ما ترشیدیم ،

مردتیکه هنوز نیومده !

   + گلبهار ; ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۸ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()