زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

آن مرد آمد !

 

                                     تاریخ عقد :4 مهر ، سالروز ازدواج حضرت علی و فاطمه (علیهما السلام )                                                   

+عکس تزیینی است .

+ گلبهار ; ٩:۳٩ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٥ مهر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

خودت را بسپار به خدا !

این روزها به خاطر مهمان بازی های بعد از نامزدی و پاگشا و خرید و این جور مراسم ها فرصت نمی کنم اینجا از ماجرای ازدواجم بنویسم .فقط می توانم به همه مجردها بگویم توی مسئله ازدواج به دست های قوی خدا تکیه بدهید .29سالگی برای یه دختر توی شهرستان یعنی گذشتن از وقت ازدواج ،یعنی نگاه های بد ، حرف و حدیث های جورواجور ، دلسوزی های الکی ، دلم می خواهد بیایم از همه اینها بنویسم و مطمئنم حرفهایم برای همه شما آشنا خواهد بود .

به طور خلاصه اینکه من از یکجایی به بعد من خودم را سپردم دست خدا ،گفتم خدایا من به قاعده های دنیایی کاری ندارم اینکه خیلی ها گفتند دوست پسر پیدا کن برای خودت ،حجابت را کمی شل کن ،پیش دعا نویس برو و ...همه اینها را شنیدم ولی تمام حرفم این بود :من همه چیز رو سپردم به خدا !

دلم می خواهد حرفی را که بارها با خودم تکرار کردم اینجا به شماها هم بگویم :از لطف خدا ناامید نباش!

حرفهایم تمامی ندارد ، منتظر باشید !

+ گلبهار ; ٩:۳۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٧ مهر ۱۳٩۳
comment نظرات ()

می‌خواهمت چنان که شب خسته خواب را

 

برای اولین بار توی زندگیم به خدا گفتم :من این آدم رو می خوام !

+ گلبهار ; ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

هستم هنوز ...

هنوز خبری نشده .من همچنان مجردم .بعد همش به این موضوع فکر می کنم اگه ازدواج کنم نصف بیشتر سوژه هام رو برای نوشتن از دست می دم ! اون وقت باید در اینجا رو تخته کنم برم !

دوست هم ندارم بیام اینجا و از عاشقانه هام بنویسم .چون می دونم خیلی از مجردهای اینجا ممکنه حسرت بخورن .

ما هنوز در مرحله خواستگاری و شناختیم .اگه خبری شد حتما بهتون می گم .

خواهش همیشگی :دعا یادتون نره !

+ گلبهار ; ٢:٢۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ٢٦ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

قدرنشناس نیستم !

دیشب دعای کمیلی رو که چند ماه هر شب جمعه می خوندم رو به خاطر خستگی نخوندم !

کلافه ام !

از اینکه دل خدا را بشکنم می ترسم .از اینکه خدا دلش بگیره که چرا همدم روزهای تنهایی  ات رو با حضور یه تازه رسیده فراموش کردی .

از اینکه خدا بگه نو که اومد به بازار ،کهنه ....نه خدایا ! یه وقت از این فکرها نکنی ها !!

تو همه کس و کار منی ، با تو عشق معنا پیدا می کنه !

+ گلبهار ; ۳:٠٩ ‎ب.ظ ; جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

آقای خواستگار

مشاهده یادداشت خصوصی

+ گلبهار ; ٩:۱٢ ‎ق.ظ ; جمعه ٢۱ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

چرا ؟!

به یه کشف بزرگ رسیدم :

اینکه توی بیشتر فرم هایی که آقایون بیکار برای کار پر می کنن یه شرط اساسی نوشته شده و اون اینه که دو سه روز بعد از پر کردن فرم مربوطه و در دوران انتظار برای طی شدن مراحل استخدام برای تمدد اعصاب و زنگ تفریح هم که شده ، به خواستگاری من بیان و وقتی ازشون پرسیده میشه کارت چیه بگن :تازه رفتم فلان جا فرم پر کردم !!

+ پست پایین خیلی مهمه ،به نظراتتون احتیاج دارم بچه ها !

+ گلبهار ; ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

می ترسم ...

مشاهده یادداشت خصوصی

+ گلبهار ; ٥:۱٥ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

کاش بهم برسیم !

            

              من و تو دو خط موازی هستیم که هیچ گاه به هم نمی رسیم !!

ادامه مطلب
+ گلبهار ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٦ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

ورود ممنوع

آدمها یک بار عاشق میشن و بعد دیگه اون آدم قلبت رو برای همیشه اشغال می کنه و اجازه نمی ده نفر بعدی رو به قلبت راه بدی .

احتمال دیگه ای هم هست ،عاشق نشدی ،قلبت به اشغال کسی در نیومده ولی تجربه بهت ثابت کرده به قلبت قفل بزرگی بزنی و به روی کسی بازش نکنی مگر ...

مگر اینکه اون آدم تمام سعی و تلاشش رو بکنه که وارد قلبت بشه ،مگر اینکه اون آدم بتونه در قلبت رو از جا بکنه و واردش بشه مثل یه فاتح که وارد یه سرزمین میشه !

+پست مرتبط

+ گلبهار ; ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٤ شهریور ۱۳٩۳
comment نظرات ()

← صفحه بعد