زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

وبلاگ جدید

زندگی می بافم رو اینجا ادامه می دم .منتظرتون هستم .

   + گلبهار ; ٦:۱۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٤
comment نظرات ()

***

هی دنبال واژه می گردم برای نوشتن از چیزی که توی سر دارم .پیدا کردن واژه و جمله بندی اش سخت است.

هم دلم غنج می رود هم نگرانم .اینها تمام حس هایی است که این روزها دارم .این حس ها سوغات "حبه انگور "* ی است که توی دلم جا خوش کرده!!

   + گلبهار ; ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢٦ آذر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

2

آی دخترهای خوب !

قدر پدر و مادرهایتان را بدانید حتی اگر آنها آنقدرها که باید پدر و مادر خوبی نبوده اند !

از پای لپ تاپ و اینترنت و تلویزیون بلند شوید ،بنشینید پای حرف مادرتان که به نظرتان قرار نیست حرفهای مهمی بزند ، از دختر همسایه خواهد گفت و قیمت گوشت و مرغ و اینکه شام چی بپزم !

گاهی پدرتان را به یک خسته نباشید گرم مهمان کنید و کنارش یک چای داغ که کوه خستگی  اش را آب کند !

این کارهای کوچک را بکنید وگرنه بعد از ازدواج خیلی وقتها دلتان لک می زند برای دختر خانه بودن !

   + گلبهار ; ٦:۳٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٤ آبان ۱۳٩٤
comment نظرات ()

سلسله مباحث گلی جان !!

بعد از یکسال و خورده ای متاهلی به خودم این جرات رو دادم که برای مجردها از تجربیاتم !! بنویسم :

اول خودتون رو بشناسید .بگردید نقاط ضعفتون رو پیدا کنید و حتما و حتما قبل از ازدواج اونها را از بین ببرید .اگه زودرنجید به این فکر کنید که همسرتون تا یه مدت می تونه نازتون رو بکشه و این اخلاقتون رو تحمل کنه .بعد از یه مدت سعی می کنه هیچ حرفی بهتون نزنه چون بهتون بر می خوره ، اگه اشکتون دم مشکتونه مطمئن باشید بعد از یه مدت اون شما رو یه آدم ضعیف می دونه و در نظرش بی ارزش میشید .هر اخلاقی که فکر می کنید برای زندگی مشترک خطرناکه رو بذارید کنار .فکر نکنید من یه عمر اینطوری بودم و پدر و مادرم باهام کنار اومدن.پدر و مادرتون می تونن شما رو ترک کنن و برن سراغ یه بچه دیگه ؟ مسلما نه ..ولی شوهرتون اگر اخلاقای بدتون رو نتونه تحمل کنه می تونه کنارتون بذاره .

مردها رو بشناسید و کمی دنیا رو از دریچه نگاه اونها ببینید .مردها در 90درصد موارد ویژگی های یکسانی دارن .توی این راه هم به پدر یا برادرتون نگاه نکنید و فکر نکنید مرد یعنی پدر یا برادرم چون ممکنه پدر یا برادرتون جزء اون 10درصدی باشن که اخلاق مردهای دیگه رو ندارن .بذارین راحت تر بگم .مثلا مردها از کنترل شدن بدشون میاد از اینکه ازشون بپرسی کجا میرن و کی میان و با کی میرن .من اینو تا قبل از ازدواج نمی دونستم .وقتی به یکی از دوستام گله کردم که سین چرا اینطوریه ؟ چرا از اینکه ازش بپرسم کجا میری بدش میاد ؟ دوستم با یه حالت خاصی گفت خب بابای منم اینطوریه دادداشم هم اینطوریه .همه مردها اینطوری ان ...توی نظر من همه مردها اینطوری نبودن چون پدرم اینطوری نبود .پدرم بدش نمیاد اگه ازش بپرسی کجا میری .

مردها و اخلاقشون رو با خودتون مقایسه نکنید .به عبارتی مردها را با برداشت خودتون که یک زن هستید قضاوت نکنید .مثلا ما زنها وقتی کسی رو دوست داریم دلمون میخاد دائم باهاش باشیم انگار توی یه جزیره دورافتاده هستیم که فقط مرد زندگی مون توش وجود داره .دیدین دخترهایی که ازدواج می کنن دور دوستای مجردی شون رو خط میکشن ، رفت و آمدهاشون کمتر میشه ؟ ولی مردها اینطوری نیستن .این جمله برام جالب بود که توی کتاب "حقوق زن در اسلام " آیت اله مطهری خوندم که"برای مردها بودن در کنار زنی که دوستش دارند به طور دائمی ،کسالت بار است !"

با دونستن این تفاوت بزرگ خیلی از دلخوری های اول ازدواجتون حل میشه ، دایم گله نمی کنید که تو چرا همه وقتت رو با من نمی گذرونی ، اصلا با بودن من چرا تو به دوستات هم فکر می کنی ؟ چرا دوست داری باهاشون بری تفریح و ...

ادامه داره ...

   + گلبهار ; ٦:۳٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٠ آبان ۱۳٩٤
comment نظرات ()

این روزها

رفته ایم زیر یک سقف و زیر یک سقف اینترنت نداریم و من چقدر دلم نوشتن توی وبلاگ را می خواهد اما ...

دلم می خواهد اینجا دوباره مثل روزهای قبل بشود ، از دغدغه های یک زن خانه دار بنویسم اما ...

   + گلبهار ; ۳:۳٥ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٤ مهر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

توی بزرخ دل کندن و دل دادن به خانه جدید

آخرین شب خانه پدری ;

و تو که چپ و راست می روی می گویی "دیگه آخرامه "

و چون شاعر فرموده " یکی یه دونه دختر ، چراغ خونه دختر " دل اعضای خانه را می لرزانی که یکی از چراغای این خونه داره خاموش میشه !!

   + گلبهار ; ۱٠:٥٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()

من چی بپوشم ؟!

چرا ما زنها نمی تونیم یه لباس رو توی دو سه تا مجلس مختلف-عروسی ،عقد ،حنابندون و ...-بپوشیم .نه واقعا چرا ؟!

چرا دغدغه "چی بپوشم ؟" دست از سر ما برنمی داره ؟

و چقدر خوشبختند مردها که این دغدغه و مشکل بزرگ رو ندارن !!

   + گلبهار ; ٧:٤٧ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۸ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()

خونه باید سبز باشه !

یکی دو روز دیگه جهاز برونه !

دلم می خواد خونه ای داشته باشم که به قول خسرو شکیبایی " سبززز" باشه .

****

یه ماهی هست نمیرم سرکار .دنیای بدون استرس چقدر مزه میده .نمی دونم شاید بعدا پشیمون شدم و دلم خواست برم سرکار ولی مهم اینه که الان دلم چی می خواد و چی خوشحالم می کنه .مهم نیست اگه بقیه فکر کنن خونه داری یعنی عقب موندن از جامعه یعنی پیشرفت نکردن -شاید هم حرفشون درست باشه - مهم اینه که من حالم خوبه !

   + گلبهار ; ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()

از ماست که برماست

مشاهده یادداشت خصوصی

   + گلبهار ; ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٤
comment نظرات ()

الان اینطور فکر می کنم ...

به آدمها فرصت و اجازه تغییر عقیده بدهیم ،اجازه بدهیم دو سال بعد جور دیگری فکر کنند و به جرم داشتن عقیده متفاوت تر از امروز سرزنششان نکنیم که "تو مگه نبودی می گفتی..."

این روزها دلم می خواد یه زن خانه دار تمام عیار باشم با همه دغدغه های به ظاهر بی ارزش زنانه که "شام چی بپزم " و " شوهرم میاد غذا می خواد " و ...

این روزها فکر می کنم برای یک زن هیچ جا بهتر از خانه نیست ، هیچ چیزی بهتر از خوابیدن تا لنگ ظهر بدون دغدغه "وای دیرم شد " و " وای خواب نمونم صبح " و...نیست .

این روزها من اینطور فکر می کنم اما دلم می خواهد آدمهای دور و برم این اجازه رو بهم بدن که دو سال بعد بگم " حوصله ام سر میره توی خونه می خوام برم سرکار "

آدمها حق دارن تغییر عقیده بدن !

   + گلبهار ; ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤
comment نظرات ()
← صفحه بعد