زندگی می بافم

کاش گوشه‌ای را که سهم توست زیباتر از آنچه باید ببافی!!!

خیریه وبلاگی

این مدت که درگیر تهیه جهیزیه بودم خداراشکر کردم بابت اینکه خودم شاغلم و می تونم باری از دوش پدر و مادرم بردارم برای جهیزیه .جهیزیه من تکمیله ولی ...

دختری هست توی آشنایان که همزمان با من عقد کرده و چند وقت دیگه عروسیشه . هربار که دیدمش اصلا حال و روزش به عقد کرده ها نمی خورده ،بیشتر مواقع غمگین و ناراحت .بعدها متوجه شدم فکر و ذکر دخترک توی این مدت خریدن جهیزیه است پدرش کارگره و با حقوق پایه کار -700هزار تومن - تا جایی که می دونم خیلی از وسایل هاش رو قسطی برداشته و حالا به قول خودش توی پرداخت همون قسط ها مونده چه برسه به خریدن وسیله جدید .

دلم می خواست یه جوری بهش کمک کنم .با خودم فکر کردم که من یک سری دوست ندیده دارم که شاید بتونیم باهم یه خیریه وبلاگی راه بندازیم .اینه که تصمیم گرفتم با شماها مطرحش کنم گفتم شاید به اعتبار 4سال وبلاگ نویسی و شناختی که از من دارین بتونین هر کدوم یه مبلغی رو به این خانم کمک کنید .هر چند بازهم بهتون حق میدم که توی این دنیای مجازی بهم اعتماد نداشته باشین . این خانم تاکید داره که این مبلغ رو بذارین به حساب قرض .گفته که حتما از طریق من و این وبلاگ این مبالغ رو بهتون پس میده .

مبلغی که این خانم نیاز داره 5میلیونه ولی مبلغ کمکی شما می تونه فقط یه 5هزار تومنی باشه .هر کسی دوست داشت کمک کنه توی کامنت خصوصی بگه تا شماره کارت بهش بدم .

*کامنت ها تایید شده گول این صفر کنار نظرات رو نخورید!

خیلی از دوستان شماره کارت ازم خواستن و من براشون فرستادم ولی خبری از واریز پول نشده ،متاسفانه مبلغی که جمع شده برای مشکل دوستمون کافی نیست .کسی از شماها توی تهران خیریه ای سراغ نداره که این دوستمون بهش مراجعه کنه ؟

 

 

+ گلبهار ; ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٤ تیر ۱۳٩٥
comment نظرات ()

خونه باید سبز باشه !

یکی دو روز دیگه جهاز برونه !

دلم می خواد خونه ای داشته باشم که به قول خسرو شکیبایی " سبززز" باشه .

****

یه ماهی هست نمیرم سرکار .دنیای بدون استرس چقدر مزه میده .نمی دونم شاید بعدا پشیمون شدم و دلم خواست برم سرکار ولی مهم اینه که الان دلم چی می خواد و چی خوشحالم می کنه .مهم نیست اگه بقیه فکر کنن خونه داری یعنی عقب موندن از جامعه یعنی پیشرفت نکردن -شاید هم حرفشون درست باشه - مهم اینه که من حالم خوبه !

+ گلبهار ; ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٤ شهریور ۱۳٩٤
comment نظرات ()

از ماست که برماست

یکی دو تا دوست عزیز توی کامنت ها معترض شده بودن که کسی که پول نداره برای جهیزیه خب چای ساز نخره یا سرویس قاشق و چنگال نخره !

من هم موافقم که کسی که نداره توی جهیزیه خریدن باید یه ملاحظاتی بکنه ،در واقع به ضروریات اکتفا کنه ولی خب خیلی وقتها خانواده هایی که وضع مالی خوبی ندارن به خاطر چیزی به اسم حفظ آبرو خودشون رو به آب و آتیش میزنن که جهیزیه آبرومند بدن و جهیزیه آبرومند چیه ؟ - چیزی که عرف می گه و امان از این عرف و رسم و رسومات که ما هی خودمون آجر روی آجرش گذاشتیم و کردیمش یه برج آسمون خراش که هیچ جوره نمیشه تیشه به ریشه اش زد .

می شناسم آدمی رو که حتی جعبه ابزار !! خریده برای جهاز دخترش ، یا کسی که سه تا سرویس قابلمه داده یا وسایلی مثل تخم مرغ آب پز کن ! و میوه خشک کن و ...

توی این شلم شوربا اگه وضع مالی خوبی نداشته باشی و جهیزیه متناسب با عرف ندی مطمئنا می شنوی که طفلی ! پدرش نداشت بهش جهاز بده و بهتر از هر کسی می دونین که شنیدن این حرفها و تحمل کردنش کار هر کسی نیست و ایستادن جلوی این عرف غلط هم !

بد نیست یه نگاهی به اینجا و اینجا بندازین .

+ گلبهار ; ٩:٥٦ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۱ امرداد ۱۳٩٤
comment نظرات ()

الان اینطور فکر می کنم ...

به آدمها فرصت و اجازه تغییر عقیده بدهیم ،اجازه بدهیم دو سال بعد جور دیگری فکر کنند و به جرم داشتن عقیده متفاوت تر از امروز سرزنششان نکنیم که "تو مگه نبودی می گفتی..."

این روزها دلم می خواد یه زن خانه دار تمام عیار باشم با همه دغدغه های به ظاهر بی ارزش زنانه که "شام چی بپزم " و " شوهرم میاد غذا می خواد " و ...

این روزها فکر می کنم برای یک زن هیچ جا بهتر از خانه نیست ، هیچ چیزی بهتر از خوابیدن تا لنگ ظهر بدون دغدغه "وای دیرم شد " و " وای خواب نمونم صبح " و...نیست .

این روزها من اینطور فکر می کنم اما دلم می خواهد آدمهای دور و برم این اجازه رو بهم بدن که دو سال بعد بگم " حوصله ام سر میره توی خونه می خوام برم سرکار "

آدمها حق دارن تغییر عقیده بدن !

+ گلبهار ; ۱۱:٢٤ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٠ امرداد ۱۳٩٤
comment نظرات ()

گزارش

اومدم اینجا یه گزارش بدم از کمک هایی که شما کردین .تا الان کلا 420000هزار تومن کمک شده که من دادمش دست عروس خانوم و اونجور که به من گفته شده این دوستمون اینها رو خریده :

سرویس قاشق و چنگال -295هزار تومن

چای ساز -145هزار تومن

ممنون بابت همه دوستانی که کمک کردن.

+ گلبهار ; ٩:٤٠ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ امرداد ۱۳٩٤
comment نظرات ()

اولین بار

از خوشی های بزرگ زندگی وقتیه که سین پیام میده :حاضر شو میام دنبالت بریم خونه مون !!

این خونه مون با اون خونه مون خیلی فرق داره ،اونقدر که دوست داری بارها و بارها تکرارش کنی و شیرینی اش رو زیر زبونت مزه مزه کنی !

+ گلبهار ; ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٦ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

بذارین سرم رو بکوبونم به دیوار !!

-روزه میگیری ؟

-بله .

- روزه نگیر برای عروسیت لاغر میشی لباس اندازه ات نمیشه !!

از سری استفتائات مراجع تقلید نوظهور !!

***

دلم به حال مراجع تقلید می سوزد که یک عمر به قولی دود چراغ خورده اند و حاصل عمرشان شده رساله شان آنوقت بعضی ها به همین خوشمزگی به همین سادگی فتوا صادر می کنند !!

+ گلبهار ; ٧:٤۱ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٥ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

خوبم

*خوبم ! خداراشکر خوبم ! یک روزهایی رنگ زندگی یک کَمَکی تیره میشود ، غم می آید و سایه می اندازد به زندگی ولی خداراشکر دست مهربان خدا هست.خداراشکر که خدا هست !

* حال و روز دوستان بلاگفایی مثل حال و روز مسافران هواپیمایی ست که در دریا سقوط کرده است .کلی وبلاگ دوست داشتنی داشتم که می خواندمشان اما حالا ...

 

+ گلبهار ; ٧:۳٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢ تیر ۱۳٩٤
comment نظرات ()

...

برمی گردم به زودی !

+ گلبهار ; ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ; جمعه ۱٥ خرداد ۱۳٩٤
comment نظرات ()

این آدمها

دارم فکر می کنم چقدر خوب که روانشناس نشدم ، که هر روز با یک قصه جدید از آدمها روبرو شوم که هر شب با غصه یکی از همان آدمها بروم خانه ....مثل این چند روز که که تا فکرم از سین و جهیزیه و عروسی راحت شده ،تا اوقات فراغت روحی پیدا کرده ام نشسته ام به زندگی و ماجرای یکی از مشتری های دفتر فکر کرده ام .به زنی که ازدواج کرده ، دلش خواسته مادر شود اما شوهرش بچه نمی خواسته ، زن آنقدر گفته بچه وآنقدر دلش غش و ضعف رفته برای بچه که مرد پیشنهاد داده مهریه ات را ببخش تا مادر شوی !!...به همین راحتی به همین خوشمزگی ...

گاهی اوقات چقدر آدمها عجیب و غریب به نظر میایند ...چقدرآدمیت بی معنا میشود گاهی ...

+ گلبهار ; ٤:۳۸ ‎ق.ظ ; جمعه ٢٥ اردیبهشت ۱۳٩٤
comment نظرات ()

← صفحه بعد